مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣ - النمط التاسع فی مقامات العارفین
پارهای از حالات دارند که مربوط به سرّ و باطن خود آنهاست و کسی را از آنها آگاهی نیست (یعنی مشاهدات و مکاشفات و تجلّیات عینی که بر آنها میشود)، و پارهای از امور است که از آنها ظاهر میگردد و دیگران آنها را شهود میکنند از حالات مخصوص آنها، از قبیل سخنان حکیمانه و گذشت و فداکاریها و آیات و کرامات. کسی که به این آثار آشنا نباشد و علل و اسباب آنها را نشناسد آنها را مستنکر میشمارد- یعنی قابل پذیرفتن نمیداند- و حداکثر این است که به شگفت آید و آن را مجهولی که باید علّتش را غیر آنچه فرض میشود شمرد به حساب آورد. و امّا کسی که به این گونه امور آشناست و علل و اسباب معنوی آنها را میشناسد به چشم عظمت و تحسین و اعجاب به آنها مینگرد [١].
و اذا قرع سمعک فی ما یقرعه و سرد علیک فیها تسمعه قصة لسلامان و ابسال فاعلم ان سلامان مثل ضرب لک و ان ابسالا مثل ضرب لدرجتک فی العرفان ان کنت من اهله ثم حل الرمز ان أطقت.
اگر در میان اموری که اسباب تعجب تو میشود و در میان داستانهایی که به گوش تو میرسد داستان سلامان و ابسال را بشنوی، پس بدان که «سلامان» مثلی است که زده شده است برای ذات تو و «ابسال» مثلی است که برای درجات تو در عرفان و طی مقامات معنوی زده شده است اگر شایسته آن باشی؛ پس کوشش کن رمز آن معما را به دست آوری اگر بتوانی.
شرح: شیخ در اینجا اشاره میکند به داستان سلامان و ابسال. راجع به اینکه این داستان چگونه است و شرح آن چیست، رجوع شود به شرح اشارات خواجه نصیر الدین طوسی.
[١]. شیخ در نمط دهم به ذکر علل و اسباب نهان این امور خارق العاده میپردازد.