مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - آیا انسان برای رسیدن به سعادت نیازمند به راهنماست؟
مجهّز است و چه اندازه میتواند خود را مجهّز کند؟
بدیهی است که اگر سعادت عبارت بود از لذت، و لذت هم عبارت بود از لذات جسمی که انسان پا به پای رشد طبیعی و جسمانی خود از وجود آنها آگاه میگردد نیازی به راهنما نبود. انسان برای رسیدن به لذاتی از قبیل خوردن و خوابیدن و غلبه کردن و آمیزش جنسی نیازی به رهبر و راهنما ندارد. و همچنین اگر انسان نیازمندی خود را در ناحیهای جدّا احساس کند و به حسب غریزه چاره آنها را نداند ممکن است تدریجا از راه علم و بسط صنعت به رفع پارهای از آن نیازمندیها توفیق یابد.
انسان دچار بیماریهایی میگردد و به فکر چاره آنها میافتد و بالاخره پس از سالها و قرنها تدریجا چاره آنها را پیدا میکند.
امّا مسأله سعادت، تنها مسأله لذات حسّی نیست که هر کس به حکم غریزه ابتدایی در جستجوی آن برآید؛ همچنین مسأله برخی از نیازمندیهای حسّی از قبیل بیماریها نیست که بالاخره با تلاش و کوشش راهی به سوی چاره پیدا کند؛ مسأله یک نیازمندی، دو نیازمندی نیست. رسیدن به سعادت نیازمند به طرح یک برنامه وسیع و همه جانبهای است که انسان را به سوی کمالاتی که در استعداد دارد- خواه مادی و خواه معنوی، خواه اینکه خودش آنها را بشناسد و نیازمندی خود را احساس کند یا احساس نکند- با در نظر گرفتن اینکه حداکثر خوشی و لذت و حداقل رنج و درد به انسان برسد، هدایت و رهبری کند.
بدیهی است که هیچ فردی قادر نیست چنین برنامهای برای خود یا برای دیگران تنظیم کند. طرح و تنظیم برنامه سعادت فرع بر این است که انسان با تمام استعدادهای مکتومی که دارد شناخته بشود، زیرا سعادت از شکفته شدن استعدادها و بروز و ظهور و فعلیت یافتن قوّهها پیدا میشود. سعادت حقیقی وقتی حاصل میشود که تمام استعدادهای انسانی، بالاخص استعدادهای عالی وجود وی، از قوه به فعلیت برسد. پس انسان با همه استعدادهایش باید شناخته شود تا طرح و تنظیم چنین برنامهای ممکن و میسّر گردد.
از طرف دیگر با توجّه به اینکه با همه پیشرفتهای عظیمی که نصیب بشر در علم و صنعت شده و با همه کشفیات شگفت آوری که در دنیای جمادات و نباتات و جانداران صورت گرفته انسان هنوز عنوان «موجود ناشناخته» دارد، پس باید قبول کرد که هنوز علم بشر نتوانسته مدعی شود که میتواند طرح سعادت بشر را تنظیم کند.