مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢ - سعادت و رضایت
پشیمانی پذیر نیست؛ یعنی رضایت حالتی است که انسان در عمل پیدا میکند.
رضایت وقتی دست میدهد که آنچه هست موجب خوشی باشد. و همچنین ایرادی که در تفسیر سعادت به لذت وارد بود مبنی بر یک جانبه بودن لذت و همه جانبه بودن سعادت، در تفسیر سعادت به رضایت به ترتیبی که در بالا گفته شد وارد نیست زیرا منظور، مطلق رضایت نیست، منظور رضایت از مجموع اوضاع و احوالی است که انسان دارد.
در عین حال تفسیر سعادت به رضایت صحیح نیست زیرا هر چند از جهات بالا که گفته شد ایرادی وارد نیست امّا ایراد دیگری وارد است و آن این است که: رضایت نیز مانند آرزو با سطح فکر و فهم و درک و اراده و همّت بستگی دارد. انسان گاهی از آن جهت چیزی را منتهای آرزوی خود قرار نمیدهد و از رسیدن به آن کمال رضایت حاصل نمیکند که همّت بلند ندارد و یا سطح فکرش پایین است. دو نفر را در نظر میگیریم که هدف و آرزوی نهایی یکی از آنها این است که کدخدای دهی بشود، و هدف و نهایت آرزوی دیگری این است که شخص اول جهان گردد و بر همه جهان حکومت کند؛ یا آرزوی نهایی یکی فراهم شدن وسائل عیاشی و [شهوترانی]، و آرزوی نهایی دیگری کشف اسرار جهان است. این دو نفر اگر به منتهای آرزوی خود برسند کمال رضایت نصیب هر دو خواهد شد بلکه هر دو نفر به کمال لذت نائل خواهند گشت. بهره آنها از لحاظ رضایت و بلکه از لحاظ لذت مساوی و برابر خواهد بود ولی موضوع رضایت و لذت آنها متفاوت است. موضوع رضایت و لذت یکی از موضوع رضایت و لذت دیگری عالیتر و کاملتر است. به عبارت دیگر سطح خواستهها و آرزوهای آنها با یکدیگر متفاوت بوده است.
اگر کمال سعادت به این است که انسان حداکثر رضایت را از وضع خود داشته باشد و هیچ گونه نارضایی در کار نباشد، دو نفر سابق الذکر متساویا به کمال سعادت نائل شدهاند و هیچکدام از دیگری سعادتمندتر نیست. ولی اگر سعادت تنها به رضایت بستگی نداشته باشد، کمال و نقص موضوع رضایت یا کثرت و قلّت آن نیز دخالت داشته باشد نمیتوان گفت دو نفر سابق الذکر در یک درجه سعادتمندند و هر دو کمال سعادت را دارا میباشند.
ثمره این بحث یک مطلب اجتماعی مهمّ است: اگر سعادت صد در صد تابع رضایت شخص باشد نه تابع موضوع رضایت، پس اگر طبقهای زیرک و مرفّه و واجد