مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٣ - نظریه اوّل در باب انشاء عدد از وحدت
نظریه دارند. از طرف دیگر آنها عدد را اصل و حقیقت همه اشیاء میدانند. پس در واقع نظریات راجع به وحدت و انشاء عدد از آن، نظریاتی است در باب هستی و خلقت آفرینش؛ چون بحث اینها صرف یک بحث ذهنی نیست چنانکه دیگران بحث میکنند و عدد را یک عرض خارجی میدانند آن هم یک عرض تعلیمی؛ که این بحثی است درباره ماهیت اعداد که میگویند وحدت مبدأ اعداد است و هر عددی را هم نوع مستقل میدانند و آنوقت ماهیت هر نوعی را مشخص میکنند؛ نه، حرف فیثاغوریین بالاتر از این حرفهاست. فرض این است که آنها قائلند که حقیقت اشیاء عدد است و در واقع ماهیت اشیاء را عدد تشکیل میدهد؛ یعنی اگر بپرسیم: «الفرس ماهو؟» جواب میدهند حقیقتش این است که «هو عدد خاص». گفتیم مثل این است که بگوییم اسب عین عدد ١٧٤٢٣ است، از این عدد این موجود تشکیل میشود. انسان چیست؟
حقیقت او یک عدد دیگر است. حال اگر انسان را عدد بیشتری بدانیم کاملتر از فرس میشود و اگر او را عدد کمتری بدانیم فرس کاملتر از انسان میگردد. بنابراین بحث اینها در باب وحدت و کیفیت انشاء عدد از وحدت، ضمنا بحث در حقیقت آفرینش هم بوده است، که آفرینش از وحدت پیدا شده و چگونه پیدا شده.
نظریه اوّل در باب انشاء عدد از وحدت
آنهایی که انشاء عدد از وحدت را علی وجه العدد العددی دانستهاند، تعبیر شیخ این بود که:«فجعلوا الوحدة فی أوّل الترتیب» یعنی خود وحدت را عدد اول قرار دادهاند؛ که در این صورت وحدت جزء عدد میشود، زیرا گفت:«فجعلوا الوحدة فی أول الترتیب» در این ترتیب، خود وحدت همان شماره اوّل قرار گرفته. پس عدد اوّل خود وحدت است، ثم الثنائیة، ثم الثلاثیة. وحدت یعنی یکی، ثنائی یعنی دو تایی، ثلاثی یعنی سه تایی، و به همین ترتیب. البته شیخ بعداً خواهد گفت که اینها در باب ثنائیه و ثلاثیه، در عین اینکه معتقدند که «دوتایی» عبارت است از جمع دو وحدت، ولی نمیخواهند بگویند آن دو وحدتی که از آنها ثنائیه تشکیل شده همان وحدتی است که عدد اوّل را تشکیل میدهد. این جزء ایرادها و اشکالهای شیخ است که روی آنها بحث میکنیم. پس شیخ گفت اولین گروه درباره پیدایش و انشاء عدد از وحدت و در باب پیدایش اشیاء از وحدت و در باب جهان و هستی و خلقت گفتهاند که وحدت