مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٣ - علت فنای عالم
که آتش و هوا جنسیتشان به جسم فلکی شباهت دارد. میگفتند نفوس با جسم باقی میمانند نه با جرم. این سخن نیز با آنچه که بعدها گفتهاند و تعبیر به «جسم برزخی» کردهاند قابل توجیه است. ببینید:
فالجسم فی هذا العالم مستبطن فی الجرم لأنه أشدّ روحانیة. و هذا العالم لا یشاکل الجسم بل الجرم یشاکله. فکل ماهو مرکب و الأجزاء الناریة و الهوائیة علیه أغلب کانت الجسمیة أغلب؛ و کل ماهو مرکب و الأجزاء المائیة و الأرضیة علیه أغلب کانت الجرمیة أغلب. و هذا العالم عالم الجرم، و ذلک العالم عالم الجسم. فالنفس فی ذلک العالم تحشر فی بدن جسمانی لاجرمانی دائما، لا یجوز علیه الفناء و الدثور، و لذته تکون دائمة لا تملّها الطباع و النفوس.
این تعبیر که جسم در باطن این جرم وجود دارد، خیلی تطبیق میکند با این بدن برزخی که میگویند همراه بدن انسان است. معاد اینها با معاد ملاصدرا تطبیق میکند، میگویند معاد جسمانی است نه جرمانی.
علت فنای عالم
و قیل لفیثاغورس: لم قلت بإبطال العالم؟ قال: لأنه یبلغ العلة التی من أجلها کان. فإذا بلغها سکنت حرکته. و أکثر اللذات العلویة هی التألیفات اللحنیة، و ذلک کما یقال:
التسبیح و التقدیس غذاء الروحانیین. و غذاء کل موجود هو مما خلق منه ذلک الموجود.
پرسیده شده که چرا میگویی عالم فانی میشود؟ جواب میدهد که این عالم برای غایتی خلق شده، وقتی به غایتش رسید حرکتش باز میایستد و این مساوی است با فنای این عالم.
تا اینجا مطالب کتاب ملل و نحل شهرستانی بود [١].
[١]. سؤال: این مطالب از شفا بود؟
استاد: خیر، مقدار کمی را از شفا نقل کرده و باید دید که منبع اینها چه بوده و از کجا نقل میکنند؛ کسانی مثل شهرستانی و حتی خود شیخ منابعشان چه بوده است. میگویند مقداری در کتاب شرح ابن رشد و مقداری هم در کتاب ارسطو هست که او بهترین ناقل آراء فیثاغورس و مانند اوست.