مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٠ - انسان، عالم صغیر است و عالم، انسان کبیر
النفس و العقل، الحامل لهما فی هذا العالم.
که این نور قلیل که حامل نفس و عقل است منظور انسان است.
انسان، عالم صغیر است و عالم، انسان کبیر
و ذکر أن الإنسان بحکم الفطرة واقع فی مقابلة العالم کله، و هو عالم صغیر، و العالم إنسان کبیر؛ و لذلک صار حظّه من النفس و العقل أوفر. فمن أحسن تقویم نفسه و تهذیب أخلاقه و تزکیة أحواله أمکنه أن یصل إلی معرفة العالم و کیفیة تألیفه؛ و من ضیع نفسه و لم یقم بمصالحها من التهذیب و التقویم خرج من عداد العدد و المعدود و انحلّ عن رباط القدر و المقدور و صار ضیاعا هملا.
تعبیری عرفا دارند که عالم انسان کبیر است و انسان عالم صغیر. البته در تعبیرات دقیقتر عرفانی عکس این قضیه را میگویند؛ میگویند عالم انسان صغیر است و انسان عالم کبیر. در خیلی جاها هم این مطلب آمده است. از جمله کسانی که در دنیای اسلام روی این مطلب خیلی تکیه کردند و از آنها به این طرف رواج بیشتری یافته، اخوان الصفا هستند که در رسائل خود روی آن تکیه کردهاند و خیلی از تعلیماتشان بر همین اساس است. میگویند تعلیمات فیثاغوریان در تعلیمات اخوان الصفا انعکاس پیدا کرده است.
گفتیم که برعکس آنچه معروف است، در تعلیمات افلاطون مسأله سیر و سلوک و تهذیب نفس و اینجور موارد نیامده؛ آن مقداری که دیده میشود در تعلیمات فیثاغورس است نه افلاطون. در تعلیمات فیثاغورس مطالبی مربوط به تهذیب نفس- که در واقع نوعی عرفان است- یافت میشود. آن روز هم عرض کردیم که فیثاغورس شخصیتی است چند بعدی. بعدی از او ریاضی دان را نشان میدهد؛ بعد دیگرش او را فیلسوف نشان میدهد؛ بعد روحی و فکری او را اگر نگاه کنیم به یک نفر پیغمبر و عارف شبیه است، تعلیمات پیامبرانه دارد، به مسائلی نظیر معاد و قیامت و تهذیب نفس و عالم بقا و حتی چیزی نظیر عالم مثال هم معتقد بوده. روش او هم یک نوع روش زاهدانه بوده و به یک نوع اشتراکیت زاهدانه قائل بوده است. بعد هم جمعیت تشکیل داد و پیرو پیدا کرد؛ تقریبا امت پیدا کرد. [معتقد است اگر کسی تهذیب و تزکیه نفس