مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٩ - ترکیب عالم از الحان
ترکیب عالم از الحان
و مما نقل عن فیثاغورس أن العالم إنما الّف من اللحون البسیطة الروحانیة؛ و یذکر أن الأعداد الروحانیة غیر منقطعة، بل أعداد متحدة تتجزّأ من نحو العقل و لا تتجزّأ من نحو الحواس، و عدّ عوالم کثیرة، فمنه عالم هو سرور محض فی أصل الإبداع و ابتهاج و روح فی وضع الفطرة، و منه عالم هو دونه؛ و منطقها لیس مثل منطق العوالم العالیة، فإن المنطق قد یکون باللحون الروحانیة البسیطة، و قد یکون باللحون الروحانیة المرکبة.
این نظر دیگری است: عالم از الحان ترکیب شده؛ که این نظر تا اندازهای از آن نظرات معقولتر است، خصوصا با توجه به نظریات جدید که میخواهند بگویند الحان عبارت است از یک سلسله امواج. حال اگر کسی این امواج را مساوی صوت و صدا و لحن بداند و بعد بگوید که عالم از مجموع این آوازها تألیف شده، مثل این است که بگوید عالم از مجموع امواج تشکیل شده است و هر موجی هم ایجاد صوت میکند. سامعه ما بعضی از موجها را میگیرد و میشنود؛ این موجهایی را که میشنویم «صوت» میگوییم؛ و سامعه ما بعضی از موجها را نمیشنود، آنها نیز طبیعتشان صوتی است ولی ما درک نمیکنیم. بعد به شمارش عوالم میپردازد و عالم اوّل را عالم سرور محض میداند که در همان اوّل ابداع، این سرور و ابتهاج را داشته است؛ و آنگاه عوالم دیگر را میشمرد.
و الأول یکون سرورها دائما غیر منقطع. و من اللحون ماهو بعد ناقص فی الترکیب، لأنّ المنطق بعد لم یخرج إلی الفعل فلا یکون السرور بغایة الکمال، لأن اللحن لیس بغایة الاتفاق.
و کل عالم فهو دون الأول بالرتبة. و تتفاضل العوالم بالحسن و البهاء و الرتبة. و الأخیر ثقل العوالم و ثفلها و سفلها.
ثفل آن دردی است که در ته جام باقی میماند که منظور عالم طبیعت است.
و لذلک لم یجتمع کل الاجتماع، و لم تتحد الصورة بالمادة کل الاتحاد، و جاز علی کل جزء منه الانفکاک عن الجزء الآخر، إلّا أن فیه نورا قلیلا من النور الأول، فلذلک النور وجد فیه نوع ثبات، ولولا ذلک لم یثبت طرفة عین، و ذلک النور القلیل جسم