مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٨ - طبایع و نفوس در فلسفه فیثاغورس
کالاثنین الذی یفتقر إلی الواحد و یصدر منه. و کذلک العلم یؤول إلی العقل. و معنی الظن و الرأی عدد السطح، و الحس عدد المصمت أن السطح لکونه ذاثلاث جهات هو طبیعة الظن الذی هو أعمّ من العلم مرتبة، و ذلک لأن العلم یتعلق بمعلوم معین، و الظن و الرأی ینجذب إلی الشئ و نقیضه، و الحس أعم من الظن، فهو المصمت أی الجسم له أربع جهات.
این توجیه را از قول شیخ الرئیس نقل میکند. ما نمیدانیم این جمله از کتاب شفا است؟ تا آنجا که من مطالعه کردهام در این کتاب نبوده. آیا در اثر دیگری است؟ در اینجا شیخ تأویل قابل قبولی را- که بتوان سخن آنها را توجیه کرد که ذرهای قابل تعقل و قابل قبول باشد- ارائه میکند. البته شیخ بعد ایرادهای زیادی میگیرد و میگوید اینها اشتباه کردهاند و منشأ اشتباهشان این بوده که یک حقیقتی را که ذهن میتواند لابشرط تصور کند بشرط لا فرض کردهاند. شیخ در توجیه آنها میگوید:
اینکه شئ واحد باشد غیر از این است که موجود باشد. واحدی را یک وقت میگوییم موجود است و یک وقت میگوییم موجود نیست، الواحد إما موجود او غیر موجود، همان گونه که موجود را نیز به واحد و غیر واحد تقسیم میکنیم. پس واحد به وجود و غیر موجود تقسیم میشود و موجود به واحد و غیر واحد. وحدت شئ بر وجودش مقدم است برای اینکه وحدت از لوازم ماهیت شئ است. همان گونه که ماهیت شئ بر وجودش مقدم است وحدتش هم مقدم است. مثلًا میگوییم انسان که امر واحدی است آیا موجود است یا موجود نیست؟ البته خود شیخ قبول ندارد که شئ قبل از وجود وحدت پیدا میکند، ولی حرفی است که تا این مقدار برای توجیه آن سخنان به کار میرود. پس بنا بر این توجیه، وحدت بر همه چیز مقدم است حتی بر وجود ...
باز برگشت به آن مطلبی که قبلًا بیان کرد. طبایع چهارتاست و نفوسی که در ما انسانهاست نیز چهارتاست، ما چهار نفس داریم: یکی عقل، یکی رأی، یکی علم و دیگری حواس. علم دون عقل است، زیرا به وسیله عقل است و نزد عقل است. عقل در واقع آن چیزی است که با عدد «وحدت» تناسب دارد، و علم که یک درجه مؤخر از عقل است مظهر عدد ٢ است. مقصود از «رأی» ظنّ و گمان است، که ظنّ و رأی با سطح مناسبت دارد.