مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٢ - وقوع کثرت در عالم
در اینجا هم میگوید عقل دارای دو حیثیت است، به همین جهت عقل مساوی با عدد اثنین است. البته منظور از «عقل» در اینجا عقل انسان نیست، عالم عقل است.
عالم عقل مساوی با اثنین است. عقل مقابل اثنان است؛ یعنی اثنان عددی است که با عقل تناسب دارد.
و المعدود الذی فیه ثلاثیة هو النفس، إذ زاد علی الاعتبارین اعتبارا ثالثاً.
آن معدودی که دارای سه حیثیت است نفس میباشد: یکی حیثیت امکان ذاتی، دیگر حیثیت وجوب از ناحیه علت، و دیگر تعلقش به شئ دیگر که ناشی از تعلقش به ماده است که عقل چنین تعلقی نداشت. البته این تعلق را کتاب بیان نمیکند ولی علی القاعده باید مقصودش همین باشد.
و المعدود الذی فیه أربعیة هو الطبیعة، إذ زاد علی الثلاثة رابعاً.
که لابد حیثیت چهارمش همان حیثیت زمانی و مکانی طبیعت است؛ یعنی علاوه بر اینکه آنچه در طبیعت است به ماده تعلق دارد، خودش هم فی ذاته یک امر زمانی است.
طبیعت دارای یک حیثیت امکانی و یک حیثیت وجوبی و یک حیثیت تعلق به ماده و یک حیثیت زمانی است که مجموعا چهار حیثیت میشود. پس این چهار عددی که آنها را اصل میدانست، یعنی ١ و ٢ و ٣ و ٤، خود عدد وحدت را خارج از همه اعداد قرار داد و مساوی با ذات واجب تعالی دانست، عالم عقل با عدد ٢ برابر میشود و عالم نفس با عدد ٣ و عالم طبیعت با عدد ٤.
و ثم النهایة أعنی نهایة المبادئ، و ما بعدها المرکبات؛ فما من موجود مرکب إلّا و فیه من العناصر و النفس و العقل شئ، إما عین أو أثر حتی ینتهی إلی السبعة فیقدر المعدودات علی ذلک و ینتهی إلی العشرة.
به عقیده اینها هیچ موجود مرکبی نیست مگر اینکه هم از طبیعت، هم از نفس و هم از عقل چیزی در او هست. همه تحت عقل هستند. هر موجودی مرکب از اینهاست تا اینکه منتهی به عدد ٧ بشود. لابد منظور این است که اجزاء هفتگانه مثلًا پیدا کند.
و یعد العقل و النفوس التسعة بأفلاکها التی هی أبدانها و عقولها المفارقة کالجوهر و تسعة أعراض. و بالجملة إنما یتعرف حال الموجودات من العدد و المقادیر الأول، و