مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٢ - ادامه بحث تساوق وجود و وحدت
وحدتی در کار نیست، افرادی هستند کثیر من حیث هو کثیر و هر یک غیر از آن دیگری است، وحدت واقعی ندارند، ولی چنین است که یک صفت کلی هم قائم به این است و هم قائم به آن. این صفت کلی یک مصداقش به این قائم است و یک مصداقش به آن.
اسلام، عقیده اسلامی، ایمان اسلامی یک امر کلی است. این ایمان، هم در این وجود دارد هم در آن و چون بین ایمان این و ایمان آن شباهتی هست، یعنی با هم وحدت بالنوع دارند و هر دو یک نوع ایمان هستند، میگویند ما دو تا یکی هستیم، در حالی که آندو واقعا یکی نیستند. پس ما، دو نفر را که در یک کیف یا در یک کمّ یا در یک اضافه با یکدیگر مشترکند «واحد» میگوییم، در حالی که واحد حقیقی نیستند، واحد مجازی هستند و کثیر حقیقی. آن دو شیئی را که در کیفیت با یکدیگر اشتراک داشته باشند اصطلاحا «متشابه» مینامند، و دو شیئی را که در کمّیت با یکدیگر اشتراک دارند، یک عدد دارند یا یک مقدار دارند، «متساوی» میگوییم، و دو شیئی را که در یک اضافه با یکدیگر یکی هستند «متوافق» [یا متناسب] مینامند. پس این وحدتها وحدت مجازی و بالعرض است همچنانکه هوهویتی هم که اینجا هست هوهویت بالعرض است؛ یعنی اگر گفتیم زید عمرو است، مجازا گفتهایم. زید عمرو فی الاسمیة، زید عمرو فی الایرانیة.
امّا هوهویت حقیقی و وحدت حقیقی این است که دو شئ در ذات با یکدیگر شریک باشند، که اگر در جنس با یکدیگر شریک باشند میگویند «مجانست» و اگر در نوع شریک باشند میگویند «مماثلت» [١]. اینجا در کلام شیخ میان دو چیز تفکیک نشده که متأخرین تفکیک کردهاند. آنان مطلب را به این شکل بیان میکنند: وحدت یا وحدت حقیقی است یا وحدت غیر حقیقی و مجازی. اگر وحدت حقیقی باشد یا این است که واحد عین وحدت است یا واحد غیر وحدت است، و به عبارت دیگر یا صفت و موصوف یکی هستند و یا صفت و موصوف دو چیز هستند. حال اگر واحد عین وحدت باشد این هم بر دو قسم است: یا حقیقتش عین حقیقت وحدت است یا مفهومش عین مفهوم وحدت است. اگر مفهومش عین مفهوم وحدت باشد، خود مفهوم وحدت است، و اگر حقیقتش عین حقیقت وحدت باشد این را «وحدت حقّه حقیقیه» میگویند که در
[١]. [عنقریب استاد اشاره میکنند که این نوع وحدت (یعنی وحدت بالجنس و وحدت بالنوع) وحدت مجازی است و آنچه از این معنا در زمره وحدت حقیقی است وحدت جنسی و وحدت نوعی است.]