مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٥ - نظریه ذیمقراطیس
پیدا میشود. اینجاست که این سؤال پیش میآید که این تنوع از کجا پیدا شد؟ از حیث اجتماع اینها به دور هم آن شئ واحد به وجود نمیآید. این یک ائتلاف است. از ائتلاف چند فرد در یک جا که نوع جدید به وجود نمیآید. ارتباطی مثل ارتباط اجزاء یک ماشین با یکدیگر ارتباط مکانیکی است نه ارتباط ذاتی و طبیعی و از آن یک طبیعت جدید به وجود نمیآید. اگر چند جزء متعدد داشته باشیم با خاصیت یکسان و اینها دور هم جمع بشوند، تازه یک خرمن به وجود میآید، یک کل به وجود میآورند که وحدتش وحدت اعتباری و کثرتش کثرت حقیقی است، دیگر طبیعت جدید به وجود نمیآید.
اگر بگویید نه، اینها با هم ترکیب میشوند و طبیعت جدید به وجود میآید، سؤال میشود طبیعت جدید چیست و از کجا به وجود آمده؟ آیا یک امر جدیدی است، یک جوهر جدیدی است که پیدا شده؟ این مطلب به هیچ معنا با فرضیه ذیمقراطیس سازگار نیست.
شیخ میگوید نظر ذیمقراطیس از این جهت هم درست نیست، زیرا اگر اجتماع اصولی که الآن ما در عالم میبینیم یک اجتماع اتفاقی باشد بقای اینها نمیتواند دوام داشته باشد. شما میگویید یک ذراتی که کارشان گشتن به دور هم بوده است یکدفعه اجتماع کردند و آسمان به وجود آمد و کرات به وجود آمدند. همان طور که اینها یکدفعه به دور هم جمع شدند باید یکدفعه هم از هم جدا بشوند، ولی ما میبینیم الآن یک نظام واحد متقنی وجود دارد. این نشان میدهد که یک طبیعت ثابتی در اینجا حکمفرماست. آسمان آسمان است، آب آب است، هوا هواست و تبدیلات اینها بر اساس یک نظام معینی است والّا یک عده اموری که فقط دور هم جمع شدهاند و هیچ عاملی نیست که اینها را با هم ملصق کند- چون غایت طبیعت این نبوده است که اینها با هم متحد شوند- محال است که همین طور باقی بمانند، چون همان طور که طبیعت اقتضا کرده به هم برسند طبیعت هم اقتضا میکند از هم جدا شوند، یعنی موجبی برای اینکه این التصاق باقی بماند وجود ندارد.