مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠ - ردّ نظر کسانی که اساساً منکر وجود اتفاق بودند
البته تا آنجا که مرحوم آقا جمال در «حاشیه» گفته است، این نظر را دو جور میشود تعبیر کرد، چون خود شیخ هم نقل کرد که بعضیها خواستند بگویند غیر از علت فاعلی و علت غائی و علت صوری و علت مادی چیز دیگری وجود دارد که هیچیک از اینها نیست و نام آن «بخت» و «اتفاق» است. این تعبیر از «اتفاق» را مخالفین اتفاق میگویند «لانعقله» نمیتوانیم آن را تعقل کنیم که یک شئ هم علت باشد و هم هیچیک از علل اربعه نباشد. ولی به آن معنا که خود شیخ گفت که سبب اقلّی را ما سبب اتفاقی میدانیم، قابل تصور است و وجودش را نیز نمیشود انکار کرد؛ یعنی سبب اقلّی یک سببی [است که] از نظر وجود نادرالوجود است نه اکثری الوجود و نه دائمی الوجود، و آن غایت را گفتیم غایت بالعرض است نه غایت بالذات. به این معنا شاید آن شخص مخالف هم انکار نکند.
نظر دیگر مخالفین اتفاق، وجود «غایات متعدد برای یک شئ» است. مثلًا در مثال «دفین» میگوید چه مانعی دارد حفر زمین غایات متعددی داشته باشد؟ یعنی رسیدن به آب در نتیجه کندن زمین یک غایت است، و رسیدن به گنج غایت دیگری است؛ چه دلیلی دارد که بگوییم رسیدن به گنج غایت نیست؟
شیخ میگوید: شما در اینجا به یک اشتراک لفظی دچار شدهاید. فرق است میان غایت به معنای ما الیه الحرکه در باب حرکت و غایت به معنای مالأجله الحرکه، یا غایت به معنای مالأجله الشئ. این نحوه از غایت به فاعل مربوط میشود یعنی آن چیزی که فاعل قصد رسیدن به او را دارد، یعنی در ذات فاعل طلب اوست و او را طلب میکند، حرکت که میکند برای رسیدن به اوست. فرق هم نمیکند که آن حرکت، طبیعی باشد یا ارادی. بعد خواهیم گفت که در حرکت طبیعی هم قصد به آن معنا یعنی طلب آن غایت وجود دارد، یعنی غایت [به معنی] ماالیه الحرکه و یا مالأجله الحرکه؛ یعنی آن نیاز و خصوصیتی که در ذات فاعل هست که میخواهد به یک مقصود و مطلوبی برسد و حرکت برای او وسیله است. در طبیعت باید گفت حرکت، و در غیر طبیعت ممکن است غیر حرکت هم وسیله قرار بگیرد. این غایت به معنای مالأجله الحرکه یا مالأجله الوجود است.
یک غایت دیگری هم ما داریم به معنای «ما ینتهی الیه الحرکه» یعنی چیزی که حرکت به او که رسید به پایان میرسد ولو اینکه این به پایان رسیدنش به علت یک مانع و قاسر باشد. البته یک حرکت طبیعی اگر به مانعی برخورد نکند وقتی به پایان میرسد