مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٨ - تقسیم حرکات به قسری و طبعی
فقط میلی و قوهای در آن ایجاد میشود. ولی ملاصدرا میگوید خود طبیعت تغییر میکند، جوهر طبیعی تغییر میکند. این خیلی حرف مهمی است.
آن نظریهای که از گالیله نقل میکنند و نیوتون هم میگوید، که اینها قانون جبر در طبیعت را مطرح کردند و گفتند «حرکت احتیاج به عامل ندارد، تغییر حرکت است که احتیاج به عامل دارد» این اساساً بر مبنای آن فکر ارسطویی است که میگوید: هر حرکتی نیازمند به یک عامل است. مقصود از «عامل» عامل خارجی است. ولی تجربیات جدید ثابت کرد جسم بدون اینکه عامل خارجی هم داشته باشد به حرکت خود ادامه میدهد. «قسری» هم که اینها میگویند بدون عامل مطلق نیست بلکه بدون عامل خارجی است. این عین همان حرفی است که بوعلی و مانند او میگویند، منتها بوعلی میگوید وقتی ما سنگ را میزنیم و او بالا میرود، بدون عامل خارجی حرکت میکند ولی اینها میگویند بدون عامل مطلق است. بوعلی میگوید: این ضربه سبب میشود که یک عامل درونی در خودش پیدا شود؛ بدون عامل محال است. یا به قول ملاصدرا: طبیعت خودش تغییر میکند. آن چیزی که او را میبرد طبیعت خودش است نه اینکه بدون عامل باشد.
این در مورد حرکت طبعی و قسری که بحث مهمّی است. ولی در مورد حرکت قسری که بر خلاف طبیعت است این مسئله مطرح است که آیا قسر دوام دارد یا دوام ندارد؟ اگر دوام ندارد، به مانع بر بخورد دوام ندارد یا در هر صورت، چه به مانع بخورد و چه نخورد دوام ندارد؟ مطلب دیگری که به اینجا مربوط میشود این است که هر حرکت قسری منتهی به یک حرکت طبعی میشود؛ یعنی اصل در طبیعت حرکت طبعی است و حرکت قسری در طبیعت عارضی است. هر جا که قسر هست طبیعت هم هست؛ یعنی هر جا که ما میگوییم در طبیعت میل موقتی پیدا میشود مثلًا رو به بالا، در همین جا یک میل ذاتی و طبیعی رو به پایین هست. ما نداریم جایی که قسر باشد و طبیعت وجود نداشته باشد. حالا بوعلی میگوید اگر ذیمقراطیس مثلًا بخواهد بگوید که یک سلسله حرکات قسری در عالم منشأ اتفاقات شده است، باید گفت حرکت قسری بدون حرکت طبعی امکان ندارد. این را به طور اشاره اینجا ذکر میکنیم تا بعد تفسیر کنیم.