مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٢ - جود و خیر، رحمت و شفقت
چون ایندو را با یکدیگر مقایسه کنیم، زمانی خیر بیشتر است و شر کمتر؛ در اینجا باید به اصطلاح شرّ قلیل را در مقایسه با خیر کثیر نادیده انگاشت؛ و آنگاه که خیر از شر کمتر بود باید خیر قلیل را فدای شرّ کثیر کرد؛ و اگر ایندو با یکدیگر برابر بود باید در جستجوی عامل مرجّحی جهت برتری یک جانب به نفع دیگری بود.
البته از ظاهر حرف ارسطو چنین برمیآید که وی شر را نیز در مقابل خیر امری حقیقی میپنداشت ولیکن میتوان سخن وی را توجیه کرد به همان وجهی که در ابتدا در مورد اتّصاف شر به خیریت به صورت عرضی و یا بالعکس گفته شد. به عنوان مثال، از امور وجودی که متّصف به شرّیت میگردند «باران» را میتوان نام برد که فی حدّ ذاته خیر و وجود است امّا زمانی که منشأ اعدامی چون خرابی خانهها و غیره میشود، از آن حیث که چنین شده، آن را امر عدمی و شرّ میانگاریم؛ و یا سیل و زلزله که هر دو فی نفسه از آن حیث که یکی نیرو و دیگری حرکت میباشد از امور وجودی، ولی از آن حیث که باعث خرابیها میگردند، وصف امور عدمی را به خود میپذیرند. و مثال از امور عدمی که بالعرض متّصف به شأن وجود میگردند میتوان حفر چاه و قنات را ذکر کرد که از آن حیث که خرابی و متلاشی شدن میباشند شرّند، ولی از آن رو که منجر به ظهور آب و فواید آن میگردند صورت امور وجودی را یافته، آنها را خیر و نیک میدانیم.
با این مقدمات، به مسأله شفقت و رحمت مینگریم. البته اگر انسان را با مافوق خود یعنی موجودات مجرّده و کامله مقایسه کنیم- که آنها به بیانی که توضیح داده شده بالذّات جوادند؛ یعنی برای سر زدن خیر از آنها احتیاجی به انگیزه و تأثّر نمیباشد- یقینا انسان که برای انجام خیرات احتیاج به انفعال و انگیزه دارد، ناقص و ضعیف میباشد و تأثر او در مقابل عدم تأثر آن موجودات، ضعف محسوب میشود؛ ولی اگر قرار شد که این مسأله را در سطح خود انسانها مورد دقت قرار دهیم و یک انسان منفعل و با عاطفه را با یک انسان قسی القلب و غیر منفعل بسنجیم، این ضعف و تأثر از آن قوّت و عدم تأثر، برتر و این نسبت بدان کمال محسوب میشود، البته نه از آن حیث که خود انفعال فی حدّذاته بر خود عدم انفعال فی حدّذاته رجحان داشته باشد که در این مقام برعکس است، بلکه از آن حیث که لازمه آن کمال یعنی قساوت (از آن حیث که مقاومت است) این است که چون سدّ محکمی در برابر خیراتی که میتوانند از انسان بروز کنند ایستادگی مینماید و مانع بروز میشود، و همین طور آن عاطفه گرچه از آن