مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - النمط الرابع فی الوجود و علله
برای «متعجب».
ولیکن ممکن نیست که ماهیت شیء سبب وجود خودش باشد زیرا سبب و علت، تقدم بالوجود دارد بر مسبّب و معلول، پس لازم آید که ماهیت قبل از وجود موجود باشد، پس میگوییم یا این است که وجود متقدم عین وجود متأخر است، پس لازم آید تقدم شیء بر نفس، و یا اینکه وجود متقدم غیر از متأخر است، پس دو اشکال لازم آید: ١. ماهیت واحد بیش از یک وجود داشته باشد. ٢. نقل کلام میشود در آن وجود متقدم که قهراً او نیز معلول ماهیت است و ماهیت باید در مرتبه قبل از وجود، وجود داشته باشد و بالاخره مستلزم دور یا تسلسل است. فخر رازی در اینجا سخنانی گفته و خواجه مشروحاً جواب داده و صدرالدین شیرازی در جلد اول اسفار به نقل و نقد آنها پرداخته است.
قوله: «واجب الوجود المتعین ان کان تعینه ذلک لانه واجب الوجود فلا واجب وجود غیره، و ان لم یکن تعینه لذلک، بل لامر آخر، فهو معلول لانه ان کان وجود واجب الوجود لازما لتعینه کان الوجود لازما لماهیة غیره او صفة و ذلک محال، و ان کان عارضا فهو اولی بان یکون لعلة؛ و ان کان ما یتعین به عارضا لذلک فهو لعلة؛ فان کان ذلک و ما یتعین به ماهیة واحدة فتلک العلة علة لخصوصیة ما لذاته یجب وجوده، و هذا محال؛ و ان کان عروضه بعد تعین اول سابق فکلامنا فی ذلک السابق؛ و باقی الاقسام محال.»
واجب الوجود متعین و متمایز از غیر یا این است که تعین وی از آن جهت است که واجب الوجود است، پس واجب الوجودی غیر از او نخواهد بود؛ و اگر تعین وی به واسطه امر دیگر است پس آن واجب الوجود معلول غیر است زیرا اگر واجب الوجود بودن او لازمه تعین او باشد میبایست که وجود، لازم ماهیتی غیر خود یا لازم صفتی بوده باشد و این محال است؛ و اگر واجب الوجود بودن عارض تعین باشد پس اولی است به معلول بودن از قسم گذشته؛ و اگر تعین عارض وجوب وجود باشد پس او نیز به سبب یک علتی است؛ [و اگر وجوب وجود و تعین او ماهیت واحدی باشند در این صورت علت مفروض، علت چیزی خواهد بود که بذاته واجب الوجود است، و این هم محال است؛ و اگر عروض این تعین بعد از تعین دیگری باشد که وجوب وجود از قبل آن را داراست، پس کلام ما در آن تعین سابق