مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - النمط الرابع فی الوجود و علله
میباشد؛ و به هر حال- چنانکه بعداً خواهیم گفت- محال است [١].
اشارة: قد یجوز أن تکون ماهیة الشیء سببا لصفة من صفاته و أن تکون صفة له سببا لصفة اخری، مثل الفصل للخاصة، و لکن لا یجوز أن تکون الصفة التی هی الوجود للشیء انما هی بسبب ماهیته التی لیست هی الوجود، او بسبب صفة اخری، لأنّ السبب متقدم فی الوجود، و لا یتقدم بالوجود قبل الوجود.
ممکن است ماهیت یک چیز سبب صفتی از صفات او باشد، و هم ممکن است یک صفت از صفات شیء سبب یک صفت دیگر باشد همچنانکه فصل سبب عرض خاص است. اما در میان صفات شیء آن صفت که به نام «وجود» خوانده میشود ممکن نیست که ماهیت شیء سبب او باشد مگر آنکه آن شیء ماهیتی غیر از وجود نداشته باشد، و هم ممکن نیست که وجود شیء به سبب یک صفت دیگر از صفات شیء پدید آید زیرا سبب در وجود مقدّم است بر مسبّب و نمیتواند یک شیء قبل از وجود، وجود داشته باشد.
شرح: آنچه در این فصل گفته شده مقدمه دیگری است برای اثبات توحید واجب الوجود و خلاصهاش این است:
ماهیت شیء میتواند سبب صفتی از صفات او گردد، مانند تمام احکام انتزاعی و چیزهایی که در اصطلاح فلسفه «معقولات ثانیه» گفته میشود و تمام احکامی که در علوم ریاضی برای کمّیات متصله و منفصله گفته میشود و همچنین بسیاری از احکام جسم طبیعی که در فلسفه ذکر میشود و بعضی از مسائل «امور عامّه» در فلسفه (احکام ماهیات)، اینها همه اوصافی هستند که موصوف آنها ماهیت است. مثلًا میگوییم اینکه مجموع زوایای هر مثلث مساوی با دو قائمه است یک صفتی است برای ماهیت او. پس به طور اجمال معلوم شد که ماهیت میتواند سبب بعضی از صفات بوده باشد.
همچنین بعضی از صفات شیء ممکن است علت صفت دیگر از صفات باشد و این جهت، هم در امور انتزاعی و هم در امور حقیقی جریان دارد. مثالی که شیخ در متن ذکر کرده عبارت از سببیت فصل است برای عرض خاص، مانند سببیت «ناطق»
[١]. [یعنی محال است دو ذات داشته باشیم که هر دو واجب الوجود باشند.]