مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٨ - الفصل الخامس فی اثبات الغایة و حلّ شکوک قیلت فی إبطالها، و الفرق بین الغایة و بین الضروری و تعریف الوجه الّذی تتقدّم به الغایة علی سائر العلل و الوجه الّذی تتأخّر به
آنگاه از روی این تصور و تصدیق، میل و شوق به وجود میآید ... پس سه عامل داریم:
قوّه عامله، قوّه شوقیه و قوّه مدرکه. عامل ادراکی (قوّه مدرکه) شوق مخفی را تحریک میکند و میل و شوق که پیدا شد اعصاب ما را به حرکت درمیآورد. قوه عامله تحت قوه شوقیه و قوه شوقیه تحت قوه مدرکه است.
بعد شیخ میگوید:«فربما کانت الصورة المرتسمة فی التخیل أو ...». گویند گاهی وقتی انسان شوق پیدا میکند متشوّق الیه، نفس ما ینتهی الیه الحرکه است و گاهی هم «ما ینتهی الیه الحرکه» چیزی است و «متشوّق الیه» چیز دیگری است که مترتّب بر ما ینتهی الیه الحرکه است.
بعد میگوید: در هر حرکت اختیاری، تحرک قوه عامله حتماً ضرورت دارد کما اینکه تحرک قوه شوقیه یا خوفیه هم ضرورت دارد:«و الواجبة ضرورة هی القوی المحرکة فی الاعضاء، و القوة الشوقیة» ولی مبدأ ادراکی انسان دو شاخه دارد و یکی از ایندو لااقل باید وجود داشته باشد. گاهی مبدأ ادراکی مبدئی تخیلی است و گاهی مبدئی فکری است. «تخیل» این است که انسان چیزی را تصوّر کرده و بلافاصله بدون فکر کردن شوقش به آن چیز جذب میشود. ولی «فکر» در موردی است که انسان پس از تصوّر و تصدیق، از روی حساب و عقل به موضوعی علاقه پیدا میکند. گاهی هم هر دو مبدأ وجود دارد، امّا نمیشود که هیچیک از دو مبدأ وجود نداشته باشد.
اصولًا مقدّمات یک کار اختیاری عبارت است از:
١. اوّل بار انسان تصوّر میکند؛ که ممکن است این تصوّر، تصدیقی از پی داشته باشد یا نداشته باشد.
٢. بعد ممکن است تصدیق به فایده آن شئ بشود.
٣. پس از تصدیق ممکن است شوق به وجود بیاید (و نیز ممکن است که به وجود نیاید).
٤. پس از شوق، مرحله «اجماع» به وجود میآید. اجماع یعنی هماهنگی. گاهی یک شوقی پیش میآید؛ حال ممکن است شوق دیگر یا خوف دیگری به مقابله بیاید.
پس هماهنگی این است که شوقها یا خوفهای مزاحم دیگر عقب رفته و بالنتیجه یک هماهنگی ایجاد شود.
٥. مرحله بعد، تحریک و تحرک قوّه عضلانی است.
حال آیا اجماع عین همان تصمیم و اراده است و یا غیر از آن است؟ حق این