مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - الفصل الاوّل فی أقسام العلل و أحوالها
«فاعل» در اصطلاح فلسفه اولی و در اصطلاح علوم طبیعی: «فاعل» در اصطلاح فیلسوف اولائی یا الهی- «الهی» گفتیم به مناسبت انتساب به «الهیات» به معنای فلسفه اولی، نه به معنای اعتقاد به خدا- با «فاعل» در اصطلاح طبیعیون فرق دارد. «فاعل» در اصطلاح علوم طبیعی به معنای «مبدأ حرکت» است امّا در اصطلاح فلسفه اولی به معنی «معطی وجود» است که اعمّ است از اصطلاح اوّل، یعنی ممکن است اعطای وجود باشد ولی پای حرکت در میان نباشد. مثلًا اگر گلولهای را به حرکت درآوریم ما فاعل آن هستیم و ما را «علّت حرکت» میگویند. اساساً طبیعیون غیر از باب حرکت، علّت دیگری نمیشناسند چون چیز دیگری در میان نیست. امّا در الهیات و فلسفه اولی «محرک» یکی از اقسام علل است و تازه علّت حرکت است نه علّت متحرک.
ایرادات وارده در مورد حصر علل به علل اربعه: گفتیم که ارسطو در طبیعت قائل به چهار نوع علّت شده است. ولی در مورد حصر علل به علل اربعه نقضهایی شده است، از جمله گویند:
١. علّیت ماهیات را برای لوازم ماهیات از کدام نوع میدانید؟ مثلًا لازمه ماهیت انسان امکان وجود اوست؛ و زوجیت لازمه اربعه است. این چه نوع علیتی است؟
٢. سؤال دیگر این است که خود علّت فاعلی و علّت غائی چه رابطهای با یکدیگر دارند؟ رابطه اینها هم بالأخره یک رابطه علّی و معلولی است چه، تعریفی که در باب «علیت» کردیم این بود که علّت چیزی است که معلول در وجودش به آن نیازمند است. مثلًا از کسی که ورزش میکند میپرسی برای چه ورزش میکنی؟
میگوید برای سلامتی؛ و سلامتی پیدا کرده است میپرسیم به چه علّت؟ میگوید به علّت ورزش، که حتّی به نظر میرسد که در اینجا دور وجود دارد؛ امّا به هر حال یکی از آنها علّت فاعلی است و یکی دیگر علّت غائی ( «برای» سلامت- «به علّت» ورزش).
«علّت فاعلی» علّت «علّت غائی» است به حسب وجود خارجی؛ امّا وجود ذهنی علّت غائی، علّت فاعل میشود. وجود ذهنی علّت غائی، فاعل بالقوّه را فاعل بالفعل میکند. پس دور لازم نمیآید.