مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١ - النمط الرابع فی الوجود و علله
همان طوری که یک واحد بالخصوص معلول علتی بالخصوص است آن مجموع به طور یکپارچه نیز معلول علتی بالخصوص است و به حکم قانون «علّة العلّة علّة و معلول المعلول معلول» تمام آن سلسله معالیل یکپارچه معلولیت است و در حکم یک واحد معلول است پس نیازمند به علّت است.
پس اینکه در اشکال گفته شد: «آیا مقصود از نیازمندی مجموع به علت چیست و آیا اینکه گفته میشود مجموع اقتضا دارد علتی را، مقصود خصوص علیت حقیقیه است یا اعم است از حقیقیه یا انتزاعیه؟» در پاسخ میگوییم: مقصود خصوص علیت حقیقیه است و اینکه در اشکال گفته شد که «مجموع بینیاز است از علّت حقیقی» در پاسخ میگوییم گفته شما صحیح است اگر مقصود این باشد که مجموع وجودی دارد غیر از وجود اجزاء و نیازمند به علتی است غیر از علت اجزاء، و اما اگر مقصود از «نیازمندی مجموع به علت» به نحو ترتیب باشد که گفته شد یعنی هر جا که مجموعهای از معلولات باشد نیازمندی یک واحد به علت عین نیازمندی تمام آحاد مادون وی به همان علت است، دیگر اشکال وارد نیست.
قوله: «کل علة جملة هی غیر شیء من آحادها فهی علة اوّلا للآحاد، ثم للجملة و الّا فلتکن الآحاد غیر محتاجة الیها، فالجملة اذا تمّت بآحادها لم تحتج الیها، بل ربما کان شیء ما علة لبعض الآحاد دون بعض فلم یکن علة للجملة علی الاطلاق.»
هر علت مجموعهای که غیر خود آحاد باشد، او اولًا و بالذات علت آحاد است و ثانیاً و بالعرض علت مجموع است و الّا پس فرض میکنیم که آحاد به او نیازمند نمیباشند و از طرفی چون مجموع به آحاد درست میشود پس مجموع نیز به آن علت محتاج نیست، بلکه بسا هست که یک شیء علت بعضی آحاد است دون بعضی و این کافی نیست که علت مجموع شمرده شود.
شرح: شیخ در این فصل میگوید: اگر فرض کنیم چیزی علت مجموعهای باشد و آن چیز خارج از آحاد این مجموع است راه علیت وی برای این مجموعه این است که از طریق آحاد وی علت وی باشد یعنی وی اولًا علت آحاد باشد و ثانیاً علت مجموعه؛ و به عبارت دیگر هر جا که شیئی علت مجموعهای باشد باید علت آحاد آن