مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - الفصل الخامس فی النوع
الفصل الخامس فی النوع
در باب «کلّیات خمس» میگویند: «النوع هو المقول علی الکثرة المتّفقة الحقیقة». افرادی را که میدانیم افراد یک حقیقت هستند اگر از آنها سؤال از «ماهو» شود «نوع» را جواب میدهند. در تعریف «جنس» گفته میشود: «الجنس هو المقول علی الکثرة المختلفة الحقائق». حال چرا اینطور است؟ فرق اساسی نوع و جنس که منشأ اختلاف آنها شده است چیست؟
مسأله اساسی این است که میگویند نوع یعنی یک ماهیت و یک ذات تامّ و تمام.
یک شئ موجود در مقابل اشیاء دیگر ذاتی دارد؛ یعنی چیزی دارد که ملاک او بودن اوست. این را میگویند «ماهیت» یا «چیستی» اعمّ از اینکه چیستی اشیاء را بدانیم یا ندانیم، این را میدانیم که حتماً یک چیستی دارند. ما میدانیم درخت وجود دارد، سنگ وجود دارد، ... همه وجود دارند؛ این به جای خود. ولی انسان همیشه یک سؤالی دارد و آن اینکه این گوسفند چیست؟ این برق چیست؟ ... اینجا دیگر جواب این نیست که برق وجود دارد.
نوع عبارت است از چیستی واقع شئ. ولی جنس، ماهیت و چیستی تمام نیست؛ یک ماهیت ناقص و مبهم و غیرتامّ است که اگر آن را جواب دهیم باز یک «چی؟» باقی میماند. مثلًا اگر گفتیم «حیوان است» باز سؤال میشود که چه حیوانی؟