مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣ - الفصل الثالث فی الفصل بین الجنس و المادّة
مقابل نظر اوّل). در این صورت هم بحث کلیات خمس منتفی است.
بحث کلیات خمس مبتنی است بر اینکه:
اولًا، برای موجودات کثرت قائل باشیم. اگر وحدت محض باشد دیگر بحث ماهیات مطرح نمیشود.
ثانیاً، قائل به کثرت ماهیات باشیم نه کثرت افراد.
ثالثاً، قائل باشیم که این ماهیات کثیره دستهبندی میشوند؛ این ماهیات همه با هم بیگانه نیستند بلکه خانوادههای مختلفی هستند که آنها را بر حسب استقراء، برخی به ده، برخی به پنج و برخی به دو خانواده تقسیم کردهاند. مقولات ده گانه عبارتند از: جوهر، کمّ، کیف، أین، ... که خود جوهر به جوهر عقلانی، جوهر نفسانی و جوهر جسمانی منشعب میشود.
پس معلوم میشود که بحث کثرت و وحدت وجود از مبانی این بحث- یعنی بحث کلیات خمس- است؛ و نیز مسأله صور نوعیه- که فلاسفه معتقدند اشیاء به دلیل اختلاف در آثار، اختلافی در جوهر دارند- بسیار مهم است.
فرق بین جنس و مادّه: چه ارتباطی بین ایندو وجود دارد؟ زیرا یک چیز با دو اعتبار یا اعتبارات مختلف میتواند جنس یا نوع یا مادّه باشد. شیخ مثالی میزند؛ میگوید خود جسم دو اعتبار دارد: به اعتباری جنس است (یعنی ماهیتی است که بر همه مصادیق خودش حمل میشود) مثلًا انسان بتمام وجوده جسم، و به اعتبار دیگر جسم جزء واقعیت خارجی انسان است. پس فرق چیست؟ فرق در لابشرطیت و بشرط لائیت است.
در اینجا دو مطلب وجود دارد:
الف. یک مطلب همان بحث کلیات خمس است که سه تای از آنها- یعنی نوع و جنس و فصل- را «ذاتی» مینامند. جنس و فصل، اجزاء مشکله ماهیت نوعند. این