مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢ - مسأله اعتبارات ماهیت
١. اعتبار بشرط شیء
٢. اعتبار لا بشرط
٣. اعتبار بشرط لا
ماهیت مخلوطه یا بشرط شئ، مثل انسان کاتب (با قید کتابت، بشرط کتابت)، انسان موجود، انسان غیرکاتب، انسان معدوم.
محلّ بحث، ماهیت مطلقه یا لابشرط است. بحث در این است که مقسم برای تقسیم به این اعتبارات سه گانه چیست؟ آیا مقسم خود ماهیت است. در این صورت این ماهیت مطلق که مقسم است فرقش با ماهیت بلاشرطی [که خود یکی از اقسام است] چیست؟
میگویند فرقش این است که [در ماهیت مطلقه قسمی، اعتبار اطلاق شده است] ولی در مطلق مقسمی حتی قید اطلاق هم نباید باشد.
لا بشرط مقسمی را کلّی طبیعی میدانند.
مرحوم «زنوزی» به تقسیمات جدیدی رسیده و کشف کرده است. ایشان میگوید ماهیت در یک اعتبار حتی مقسم هم نیست و آن وقتی است که نظر به خود ذات میافکنیم که همان حمل اوّلی ذاتی است، و تازه وقتی که نظر را از ذات خارج میکنیم نوبت به تقسیم میرسد. و به این ترتیب کلّی طبیعی مقابل مقسم است.
مرحوم آقای بروجردی نظر بدیعی داشت که میگفت مقسم اصلا ماهیت نیست، مقسم اعتبار است.
ولی ما پس از تأمل بسیار به این نتیجه رسیدیم که مقسم خود ماهیت است امّا این تقسیم از نوع تقسیم قضایای منطقی است؛ یعنی قضیه طبیعیه. قضیه طبیعیه را ذهنیه نیز میگویند مثل «الانسان نوع».
قضیه ذهنیه هم حملیه دارد، شرطیه دارد، شرطیه منفصله دارد و ... وقتی میگوییم: الماهیة إمّا لا بشرط أو بشرط شئ أو بشرط لا، یعنی الماهیة فی الذهن (ما ینظر فیه) یا چنین است یا چنان [١].
از حرفهای مرحوم آخوند و شیخ چنین برمیآید که مقصود از «قضیه مهمله» قضیهای است که موضوعش لابشرط مقسمی است.
[١]. [تفصیل نظریه استاد در این باب در «تعلیقه استاد بر شرح منظومه» (عربی) آمده است.]