مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥ - تحقیق در موضوع این علم
باشد نه از عوارض و نه برایش ممتنع است تا عروض و لحوق نداشته باشد و نه چیزی اعمّ از موجود فرض میشود تا گفته شود که مبدئیت اوّلا و بالذات عارض آن اعم میگردد و ثانیا و معالواسطه عارض موجود، و نه عروض مبدئیت بر موجود نیازمند به این است که موجود تعین طبیعی و یا ریاضی پیدا کند تا مبدئیت عارض گردد تا گفته شود که مبدئیت اولا و بالذات عارض امر اخص میگردد و ثانیا و بالتبع عارض موجود؛ و به عبارت دیگر موجود از آن جهت که موجود است مبدأ واقع میگردد نه از آن جهت که جسم طبیعی یا کمّ ریاضی است مانند بسیاری از عوارض و لواحق و آثار که از آن جهت عارض موجود میگردند که جسم طبیعی یا کمّ ریاضی است. پس مبدئیت از عوارض و لواحق اختصاصی طبیعت موجود بماهو موجود است.
بعلاوه، موجود که متّصف به مبدئیت میشود نه به این معنی است که مبدأ کلّ موجودات است. محال است که یک موجود مبدأ کلّ موجودات بلا استثناء واقع شود به طوری که تمام آنچه موجود است از او پیدا شده باشد و به او منتهی گردد، زیرا لازم میآید که مبدأ خودش هم باشد چه، خودش نیز فرضا موجود است. موجودات را اگر به طور عموم و یکجا در نظر بگیریم مبدأ ندارند. پس مقصود از «مبدأ» مبدأ موجودات معلوله است یعنی مبدأ بعض موجودات است نه کل موجودات. پس این علم در اطراف مبادی مبدأ کل موجودات بحث نمیکند، در اطراف مبادی مبدأ بعض موجودات بحث میکند. واجب متعال (یعنی موجودی که مبدأ ندارد) مستثنی است همچنانکه علوم جزئیه (سایر علوم) نیز چنیناند. در علوم دیگر مبادئی است مشترک میان جمیع موضوعات مسائل آن علم، امّا آن مبادی هرگز اثبات نمیشود و برهان بر آنها اقامه نمیگردد؛ امّا مبادئی که مبدأ برخی از آن موضوعات است اثبات میشود و برهان بر آنها اقامه میگردد.
لازمه مسائل این علم این است که به بخشهای مختلفی منقسم گردد. برخی از آنها مسائلی است که درباره دورترین علل یعنی اوّلیترین و یا نهاییترین اسباب بحث میکند. دورترین اسباب همانها هستند که با هر موجود معلولی از ناحیه وجودش نسبت سببیت دارند یعنی در وجود هر موجود معلولی دخالت سببی و علّی دارند.