مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - اصل تبدیل ماده به انرژی در علم جدید و انطباق آن با بحث فلسفی ماده و صورت
عالم هست، شکلهای مختلف، صورتهای مختلف، تعینهای مختلفی است که بر او پیدا شده است. امثال شیخ اشراق آمدند گفتند همین جرم، همان چیزی که ابعاد را تشکیل میدهد منشأ انتزاع ابعاد سه گانه است؛ آن مادهای که هر چه صورت و هر چه شکل و هر چه تعین و هر چه تنوع است، میگوییم اوست که اینها را به خود گرفته است، و اگر همه این تعینات و شکلها و صورتها را از عالم بگیریم او باقی میماند همان جرم است، جرم محض.
اصل تبدیل ماده به انرژی در علم جدید و انطباق آن با بحث فلسفی ماده و صورت
بعد که این مسأله فانی شدن ماده یا تبدیل شدن ماده به چیزی که آن را «انرژی» مینامند پیش آمد، یک دنیای دیگری در واقع گشوده شد، یعنی نشان داد که آنچه را که ما «ماده» مینامیدیم، یعنی آن جرم شیخ اشراق، این خودش ماده نیست، این خودش یک صورت است، به جهت اینکه چیزی است که به چیز دیگر تبدیل میشود. پس معلوم میشود که یک چیز دیگری هست، یک اصل دیگری هست که یک حالتش همین جرم بودن است و حالت دیگرش انرژی بودن است. پس انرژی بودن یک فعلیت است برای او، جرم بودن فعلیت دیگری است. پس چیزی بسیط تر از این جرم وجود دارد که گاهی به این شکل تظاهر میکند و گاهی به آن شکل؛ یعنی این قهراً ما را رساند به آن مطلب؛ این خودش باطل میکند نظریه امثال شیخ اشراق را و نظریه همه کسانی را که در مورد آخرین واحد ماده، آخرین اصل ماده (که اصلًا ماده را که ماده میگفتند به اعتبار آن میگفتند) قائل بودند مادة المواد همانی است که ملاک جسمیت است و باقی دیگر همه، شکلها و صورتها و تنوّعاتی است که او پیدا کرده است. معلوم شد که نه، ممکن است که این شیء در اثر کار، در اثر یک سلسله تشعشعات، اصلًا حالت ماده بودن خودش را از دست بدهد؛ ولی معدوم که نمیشود، تغییر حالت میدهد؛ این حالت را از دست میدهد حالت دیگر به خود میگیرد. همین که «این حالت را از دست میدهد حالت دیگر را میگیرد» نشان میدهد پس این که تا حالا او را ماده میدانستیم ماده نیست چون ماده یعنی آن بسیط ترین چیزی که همه چیز شکلهای او و صورتهای اوست.