مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - یک تمثیل روشن برای تصور ماده
حرکت قابل تلفظ نیست ولی خودش غیر از اینهاست (البته سکون هم به معنای اعم یکی از حرکات است). چیزی هست که در همه اینها وجود دارد ولی خودش را اگر بخواهیم تلفظ کنیم و وجود به او بدهیم بدون هیچ حرکتی محال است، ولی همان چیزی که محال است بدون یکی از اینها وجود پیدا کند یک چیز معینی است که در لابلای همه اینها وجود دارد.
مشّائین در طبیعت به چنین اصلی قائلند، میگویند در طبیعت مادّة المواد، یا ماده اصلی، بیتعینتر از این حرفهاست که بگوییم این شیء متعین، یعنی این صورت جسمیه، مادّه است و این صورت پذیری از او شروع میشود. نه، این خودش تازه یک صورت پذیرفته شده است. صورت پذیری از چیزی شروع میشود که اصلًا آن را نمیتوان جدا نشان داد، همین قدر میتوانیم وجود آن را کشف کنیم و میگوییم آن که در اینجا هست و در آنجا هست.
این تازه تعریف «مادّه» یا «هیولای اولی» است. به چه دلیلی چنین چیزی وجود دارد؟ چه برهانی بر این داریم که مادهای بسیط تر از اینهایی که الآن داریم وجود دارد که این صورت را پذیرفته است؟ یعنی این که محسوس است آن ماده است که این صورت را پذیرفته است، این الآن مجموعا دو شیء است و صورت پذیری از این شروع نشده، از ما قبلش شروع شده است. چند برهان اقامه میکنند که یکی از آنها برهان فصل و وصل و دیگری برهان قوّه و فعل است. معروفترین برهانها ایندو هستند که البته بیش از این دو برهان داریم ولی آنها را طرح نمیکنند.