مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥ - جسم طبیعی و جسم تعلیمی
تا اینجا بحث ما درباره ماهیت صورت جسمیه بود.
تا اینجا اشراقیون و مشّائین با هم وحدت نظر دارند که ما جوهری داریم که در آن، امکان فرض سه خط به نحوی که گفتیم هست. اشراقیون میگویند اصلًا جسم یعنی همین، جسم غیر از این واقعیتی ندارد. از نظر اشراقیون جسم و صورت جسمیه یک معنا میدهد، جسم یعنی صورت جسمیه و صورت جسمیه یعنی جسم، اینها دیگر دو چیز نیستند.
مشّائی حرف دیگری میزند، میگوید جسم دو جزء دارد: یک جزئش این صورت جسمیه است که تعریف کردیم؛ جزء دیگر آن، چیزی است که اسمش را میگذاریم «ماده اولی» یا «هیولای اولی». اشراقیون هم که جسم و صورت جسمیه را یک چیز میدانند قائل به ماده هستند؛ یعنی هر مکتبی قائل به ماده است، چون ماده به
سؤال: یعنی او معتقد به جسم تعلیمی نیست؟
استاد: بنا بر نظریه او نمیشود اثبات کرد که جسم تعلیمی غیر از جسم طبیعی است. این برهانی که ما میگوییم بنابر همین مبناست.
سؤال: اشکالی به مثال میتوان گرفت. آنچه در بحث حرکت میفرمایید، امروزه در مکانیک میگویند حرکت احتیاج به عامل ندارد ولی تغییرش یعنی سرعتش احتیاج به عامل دارد. عینا همین بحث است. نسبت سرعت به حرکت، همان نسبتی است که کمیت به جسم دارد، در صورتی که سرعت هم واقعیتش همان حرکت است یعنی اگر سرعت احتیاج به عامل داشته باشد حرکت هم دارد. عین همان نسبت بین کمیت و جسم برقرار است.
استاد: نه، این حرف با حرف ما منافات ندارد. اگر ما نسبت حرکت با سرعت را نسبت مبهم با متعین بگیریم- که تا اندازهای درست هم هست- حرکت به تنهایی یعنی حرکت بدون داشتن حد معینی از سرعت که وجود ندارد؛ یعنی همیشه حرکت با میزان معینی از سرعت وجود دارد، حالا میخواهد این سرعت متغیر باشد، میخواهد ثابت باشد، فرقی نمیکند. پس باز هم نسبت حرکت به سرعت نسبت لا متعین به متعین است. به قول شما الآن حرکت یک امر ثابتی است که وجود دارد ولی سرعت متغیر است، باز حرکت به عنوان یک امر مبهم ثابت است و سرعت به عنوان تعین حرکت متغیر است.
سؤال: سرعت امر اعتباری میشود؟
استاد: چرا اعتباری بشود؟
- چون آن که واقعا همیشه هست حرکت است.
استاد: آن هم که همیشه وجود دارد سرعت است چون سرعت و حرکت همیشه با هم وجود دارند. سرعت مثل فصل حرکت است، مثل اینکه شما بگویید: «حیوان» وجود دارد ولی «ناطق» وجود ندارد، یا ناطق وجود دارد ولی حیوان وجود ندارد. نه، حیوان و ناطق همیشه با یک وجود موجود هستند، منتها حیوان گاهی با وجود ناطق متحد است و گاهی با وجود غیر ناطق متحد است.
سؤال: پس صورت جسمیه همان جسم طبیعی شد؟
استاد: بله.