مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨ - ماهیت صورت جسمیه
ماهیت صورت جسمیه
ببینیم ماهیت صورت جسمیه چیست؟
گفتیم که این اشیائی که در خارج هستند به نام «اجسام»- که به این لفظ آنها را میخوانیم- این خاصیت را در آنها میبینیم که دارای طول و عرض و عمق هستند.
اوّل سخن این است که آیا جسمیت جسم به این است که واقعاً دارای سه بعد متمایز از یکدیگر باشد؛ یکی طول، یکی عرض و یکی عمق؟ (مثلًا فرض کنید این کتاب سه بعد متمایز از یکدیگر دارد؛ طولش یک مقدار، عرضش یک مقدار و عمقش یک مقدار) [یا نه،] جسمیت جسم به این نیست که جسم سه بعد متمایز داشته باشد؛ اولًا ممکن است که جسم سه بعد داشته باشد که هیچکدام را نشود از دیگری تمیز داد؛ مثلًا اگر ابعادش متساوی باشد، ١٥ ١٥ ١٥ باشد، کدام طول، کدام عرض و کدام عمق است؟ اگر کره باشد چه؟ کره که اصولًا هیچ تمایزی میان ابعادش نیست.
سؤالی که ابوریحان از بوعلی کرد یکی همین است که شما در باب جسم چنین میگویید، پس کره چطور؟ جوابی که میدهد همین جواب است که جسمیت جسم به این نیست که بالفعل دارای سه بعد به نحو متمایز باشد، بلکه جسمیت جسم به این است که در آن امکان فرض سه بعدی که بر هم عمود باشند هست، که در همه اجسام این است. اینکه بعد ما یکی را طول، یکی را عرض و آن دیگری را عمق فرض کنیم؛ آن که بیشتر است طول، بعد عرض و بعد عمق، یک امر قراردادی است. در وقتی که متساوی باشند قرارداد است، یکی را طول، یکی را عرض و یکی را عمق میگوییم. در باب جسم، طول و عرض و عمق مطرح نیست، ابعاد متقاطعه مطرح است آن هم نه ابعاد متقاطعه بالفعل. آنچه ماهیت جسم است این است که: موجودی است که امکان فرض ابعادی که یکدیگر را تقاطع کنند به نحو عمود، در آن هست. این مقوّم جسمیت است. پس آن سؤالات به آن شکل، دیگر مطرح نیست.
حکما در تعریف «جوهر جسمانی» میگویند: «جوهر یمکن أن یفرض فیه خطوط ثلاثة متقاطعة علی زوایا قوائم» و این در هر جسمی هست. اینها معتقد هستند که نمیشود جسمی- یعنی جوهری- باشد که در آن امکان فرض کمتر از سه بعد بشود، مثلًا دو بعدی باشد؛ کما اینکه میگویند امکان ندارد جوهری باشد که در او فقط