مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠ - اقوال در حقیقت مادّه
پس کلمه «مادّه» از این جهت به کار رفته است که مسلّم است در جهان چیزی وجود دارد که حکم یک منبع را دارد که کشش پیدا میکند.
حالا فارغ از پیچ و خمهای حرفهای فیلسوفان، مثلًا میگوییم این گندم مادّه است برای اینکه بعداً بوتهای به وجود آید؛ یعنی میشود این را مایه قرار داد برای اینکه یک بوته گندم به وجود بیاید. اینجا در عرف عام کسی نمیآید ماهیت ماده را تعریف کند که چیست؛ یعنی عالم ما عالم مادّه است و در آن اشیائی حامل استعداد اشیاء دیگر هستند یعنی در آنها استعداد تبدیل شدن به شیء دیگر هست، به اصطلاح امروز استعداد «شدن» در آنها هست. این مطلب غیر قابل بحث است و کسی آن را انکار نمیکند. حاجی در منظومه میگوید: «انّ الهیولی الاعمّ، أعنی ما حمل قوّة شیء ...»
یعنی هیولای به معنای عام، آن که حامل استعداد شیء دیگر است، مورد قبول همه مسلکها اعم از یونانی، هندی، مادی، الهی، مشّائی و اشراقی است، منتها اختلاف بر سر یک معنی دقیقتری است و آن این است که حقیقت و ماهیت آن چیزی که ماده میشود برای شیء دیگر چیست؟ که حاجی در منظومه اقوال مختلف را خوب خلاصه کرده است.
اقوال در حقیقت مادّه
قول اول: بعضی میگویند: ماده مجموعهای از ذرات است که آن ذرات جسم نیستند، لا جسماند، یعنی جزء لا یتجزّی هستند که طول و عرض و عمق ندارند ولی حیز دارند، ذی وضع هستند. همین است که ماده میشود برای اشیاء دیگر. دانه گندم یعنی انبوهی از اجزاء لا یتجزّی که مایه و ماده میشود برای بوته گندم.
قول دوم: بعضی میگویند: ماده انبوهی از اجزاء است که در خارج لا یتجزی هستند؛ البته نه به آن معنا لا یتجزی که قبلًا گفته شد (که به معنای جوهر فرد بود)، بلکه اینها در عین اینکه جسم هستند و دارای طول و عرض و عمق میباشند به واسطه صلابتشان قابل تجزیه نمیباشند.
قول سوم: بعضی گفتهاند ماده همین است که ما به او «حجم» و «جرم» میگوییم؛ یعنی جوهری در خارج وجود دارد که در ذات خود قابل طول و عرض و عمق است؛ و همین است که ماده میشود برای اشیاء دیگر؛ که این نظریه اشراقیون میباشد.