مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - تفسیر دوم از « مبدأ اول »
میگویید: «انسان هست کاتب» به طوری که این هستی به صورت غیر مستقل در نظر گرفته میشود. توجه کنید که در زبان فارسی چه فرقی میان «هست» و «است» میگذاریم: در کلمه «است» یک معنی حرفی را در نظر میگیریم، و در «هست» یک معنی اسمی؛ یعنی در جایی که «هستی» در ذهن ما استقلال ندارد، بلکه دو معنی دیگر استقلال دارند «است» را به کار میبریم، مثلًا میگوییم: «زید کاتب است» اما در وقتی که «هستی» از نظر مفهومی در ذهن ما مستقل است، آن را موضوع یا محمول قرار میدهیم، مثل «زید هست» یا «زید نیست».
در هر تعریفی وجود نه جزء موضوع است نه جزء محمول؛ چون اگر جزء باشد به نحو معنی اسمی خواهد بود، که اینطور نیست. ولی مفهوم «هستی» همیشه به نحو معنی حرفی در «رابطه» اخذ شده است. شما اگر میگویید «انسان حیوان ناطق است» اگر قبلًا تصوری از «هستی» نداشته باشید اصلًا نمیتوانید قضیه تشکیل بدهید. پس «مبدأ أول لکل شرح» به این معناست. هر جا که بخواهید چیزی را تعریف کنید ناچارید یک قضیه- یعنی موضوعی و محمولی و رابطهای- تشکیل بدهید. آیا بدون تصور موضوع و تصور محمول و تصور رابطه میتوان قضیه تشکیل داد؟ نه. خوب، انسان رابطه را وقتی تصور میکند که تصوری از هستی داشته باشد؛ یعنی تصدیقهای انسان بعد از این است که یک تصور از هستی و نیستی ولو به نحو معنی حرفی دارد. اگر انسان هیچ تصوری از هستی و نیستی نداشته باشد قضیه در ذهنش تشکیل نمیشود.
شاید حیوانات و هر موجود دیگری که تفکر ندارد علتش این است که هستی در ذهنشان به صورت یک تصور مطرح نیست و لذا نمیتوانند میان موضوع و محمول رابطه برقرار کنند؛ یعنی همان اشیاء را تصور میکنند و بعد از تصور «تداعی معانی» میشود و تداعی معانی غیر از تصدیق است. تداعی معانی این است که با یک سلسله علل روانی، گاهی بعد از یک تصور، تصور دیگری به دنبال میآید. مثلًا شما آقایی را برای اولین بار همراه یک نفر دیگر ملاقات کردید؛ بعد از پنج سال یکمرتبه آن آقا را میبینید و بلافاصله به یاد آن دیگری هم میافتید؛ یعنی این تصور پشت سرش تصور دیگری را میآورد؛ یک سلسله آثار هم برای خودش میآورد، مثل دیدن آلو و رنگ آن و تصور طعم آن، که پشت سرش آثار ترشح بزاق را به همراه میآورد؛ ولی در هیچکدام اینها تصدیق وجود ندارد؛ یعنی اگر آن شخص را دیدید نه این است که تصدیق کردید آن شخص دیگر هم وجود دارد، بلکه صرفا تصور او میآید در ذهن شما.