اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٣ - ثمره فقهى ميان قول مشهور و قول مرحوم شيخ انصارى
تصميمى را نداشته، نوعى تجرّى كرده است. هرچند بالاخره ذى المقدّمه را انجام داده و عصيانى نسبت به تكليف نفسى نداشته است. امّا نسبت به تكليف مقدّمى و وجوب غيرى مخالفت كرده است، زيرا هدف او از ورود به ملك غير، حفظ نفس محترمه نبوده است. پس درحقيقت، مقدّمه خالى از قصد توصّل بوده و بههمينجهت وجوب غيرى پيدا نكرده است لذا حرمت نفسى اوّلى آن به قوّت خود باقى است و نسبت به مقدّمه، نوعى تجرّى كرده است. در نتيجه در اينجا ثمره مهمى بين قول مشهور و قول شيخ انصارى رحمه الله مطرح مىشود، زيرا بنا بر كلام مشهور، مقدّمه حرمت خود را از دست مىدهد، خواه به مقدّميت آن توجه داشته باشد يا نه، و خواه در هنگام اتيان مقدّمه، ارادهاى نسبت به ذى المقدّمه داشته باشد يا نه. درحالىكه بنا بر مبناى شيخ انصارى رحمه الله، در اين فروض فرق ايجاد مىشود. فرض ديگر: اگر هدف مكلّف از انجام دادن مقدّمه، رسيدن به ذى المقدّمه باشد ولى كنار اين هدف، انگيزه ديگرى وجود دارد كه آن انگيزه هيچ ربطى به ذى المقدّمه ندارد، مثلًا از بيرون متوجّه مىشود كه بچهاى در اين خانه در حال غرق شدن است، با خود مىگويد:
«مىروم هم اين بچه را نجات مىدهم و هم ببينم وضع زندگى صاحب منزل چگونه است»، درحقيقت مكلّف دو داعى براى ورود به ملك غير دارد. در اينجا بنا بر مبناى مشهور مسأله مهمى نيست، زيرا مشهور مىگويند: هر انگيزهاى كه مكلّف نسبت به مقدّمه داشته باشد، مقدّمه، وجوب غيرى پيدا مىكند و وجوب غيرىاش هم هيچ قيد و شرطى ندارد و حرمت هم نمىتواند با اين وجوب غيرى- كه ذىالمقدّمهاش اهم است- مقابله و معارضه كند. امّا بنا بر مبناى شيخ انصارى رحمه الله بايد مسئله را قدرى مورد بحث قرار دهيم. آيا مقصود شيخ انصارى رحمه الله كه مىفرمايد: «آن مقدّمهاى وجوب غيرى دارد كه از انجام آن، قصد توصّل به ذى المقدّمه را داشته باشيم» چيست؟ آيا فقط جنبه اثباتى اين