اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٢ - بررسى راه اوّل
«تقييد، متوقّف بر لحاظ استقلالى است» قابل قبول ما نيست. بيان اين مطلب متوقّف بر ذكر مقدّمه زير است: آيا تقييداتى كه در حمل واقع مىشود- مثل ظروف و ساير قيود- صِرفاً مربوط به عالم لفظ و عالم تشكيل جملهاند يا اينكه الفاظ حاكى از واقعيات مىباشند و مطرح شدن قيد در لفظ، به جهت تحقّق قيد در واقع است؟ براى پاسخ به اين سؤال ابتدا جملههاى خبريه را مورد بررسى قرار داده سپس به بررسى جمل انشائيه- كه محل بحث ماست- مىپردازيم: الف: جمل خبريه: در جملههاى خبريه، وقتى گفته مىشود: «ضرب زيدٌ عمراً يوم الجمعة»، اين «يوم الجمعة» يك قيد زمانى است كه ساير ايام را خارج مىكند. آيا «يوم الجمعة» تنها در ارتباط با لفظ و تشكيل جمله است يا همانطور كه بقيه جمله حكايت از واقعيت مىكنند، يوم الجمعه هم حكايت از يك واقعيت مىكند؟ واقعيت مسئله اين است كه همانطور كه مادّه ضرب حكايت از يك واقعيت به نام ضرب و هيئت آن حكايت از ماضى بودن اين واقعيت و زيد هم حكايت از وجود خارجى معيّن و عَمْرو هم حكايت از وجود خارجى معين ديگر مىكند، يوم الجمعه هم حكايت از يك واقعيت مىكند. يعنى مىخواهد بگويد: «اين ضرب در روز جمعه واقع شده است» و كسى نمىتواند بگويد: «تقييد، مربوط به عالم لفظ و عالم تشكيل جمله است». درحقيقت، جمله خبريه يك آينه است و يكى از واقعيتهايى كه در اين آينه ديده مىشود اين است كه ظرف زمان اين ضرب، روز جمعه بوده نه روزهاى ديگر. حال كه چنين است لفظ را كنار گذاشته و سراغ واقعيت مىرويم تا ببينيم آيا يوم الجمعه قيد براى چيست؟
روشن است كه يوم الجمعه قيد براى عَمْرو يا زيد نيست، همانطور كه قيد براى مجرّد ضرب- با قطعنظر از صدورش از زيد و وقوعش بر عَمْرو- هم نيست، بلكه يوم الجمعه قيد براى يك معناى حرفى است، زيرا «وقوع ضرب از زيد بر عَمْرو» معنايى حرفى است، چون يك طرف آن به زيد و طرف ديگرش به عَمْرو و طرف سوّمش به ضرب ارتباط دارد، يعنى «وقوع ضرب از زيد بر عَمْرو» متوقف بر اين سه چيز است. همانطور