اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٢ - ٤- راه حلّ امام خمينى رحمه الله
ندارد چگونه مىتواند به وصفى اتّصاف داشته باشد؟ قاعده فرعيت مىگويد: موصوف بايد تحقّق داشته باشد تا وصف براى آن ثابت شود. سياهى غير موجود چگونه متّصف به تضاد مىشود؟ حلّ اين اشكال چگونه است؟ امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: حلّ اشكال، همين راهى است كه ما پيموديم. بايد بگوييم: تضاد وقتى قسيم براى تضايف واقع مىشود و مغايرت با تضايف دارد، بايد در ارتباط با ذات ملاحظه شود. بنابراين «المتضادان» بهمعناى «الممتنعان في الوجود بحسب الذات» مىباشد و كارى به وصف مربوط به تضايفش نداريم. كارى به عنوانى كه آن را جزء متضايفان قرار مىدهد نداشته باشيم. بايد فرض كنيم كه اگر اصلًا تضايفى در عالم وجود نداشت، سياهى و سفيدى ذاتاً قابل اجتماع نبودند. و اگر بخواهيم پاى وصف و عنوان را بهميان بياوريم، هيچگاه نمىتوانيم مسأله تضاد را پياده كنيم. همچنين آن تقابلى كه مقسم براى اينها قرار گرفته است، اگر بخواهد بهمعناى تقابل وصفى و عنوانى باشد همان مشكل پيش مىآيد كه مقسم، مصداق يكى از اقسام مىشود، زيرا در متضايفان، عناوين ديگرى- غير از عنوان تقابل- هم وجود دارد. تقدّم و تأخّر هم جزء متضايفان است. پس تقابلى كه بهعنوان مقسم براى اين اقسام واقع مىشود، تقابلى وصفى نيست بلكه تقابل ذاتى است كه هم با متناقضين و هم با متضادين و هم با متضايفين و هم با متخالفين سازگار است. حال كه مسئله در ارتباط با اجزاء زمان حل شد، امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: در ارتباط با زمانيات [١] هم همينطور است. مثلًا زيد امروز قائم است و بكر فردا مىخواهد قيام كند. قيام زيد، بهلحاظ اين كه ظرف زمانىاش امروز است، تقدّم ذاتى دارد بر قيام بكر كه ظرف زمانىاش فردا است. البته اين تقدّم ذاتى به تبعيت از زمان است. و به تعبير دقيقتر: آنچه بالذات تقدّم دارد، نفس زمان است ولى چون همين
[١]- زمانيات عبارت از امورى است كه در زمان واقع مىشود و زمان ظرف براى آنها مىباشد.