اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦١ - كلام مرحوم آخوند در ارتباط با شرايط قسم اوّل
باشد. بنابراين در اينجا توانستهايم مشروطى را به نام حكم تصوّر كنيم كه شرط آن عبارت از وجود خارجى يك چيز است. در نتيجه اگر ما تكليف را بهمعناى انشاء و صدور حكم از جانب مولا بدانيم، جز مراحل نفسانى چيز ديگرى در آن نقش ندارد. امّا در شرعيات، شرايط تكليف اينگونه نيست. وقتى مولا دو ساعت به غروب آفتاب مىگويد: «إذا جاء وقت غروب الشمس يجب عليك صلاة المغرب و العشاء»، چه چيز در وجوب صلاة مغرب و عشاء نقش دارد؟ اگر وجود ذهنى غروب شمس نقش دارد، وجود ذهنى قبل از تحقّق غروب هم حاصل است، پس چرا قبل از تحقّق غروب، نماز مغرب و عشاء واجب نيست؟ آنچه در حكم- بهمعناى اسم مصدرى- و در فعليت وجوب نماز مغرب و عشاء نقش دارد اين است كه غروب شمس در خارج تحقّق پيدا كند. آيا براى شرط متأخّر و متقدّم مىتوان در شرعيات مثالى پيدا كرد؟ ما در دوره قبل گفتيم: در شرعيات مثالى براى شرط متأخّر و متقدّم وجود ندارد ولى پس از تأمّل بيشتر بهنظر مىرسد كه بنا بر يك مبنا بتوان مثالى براى آن مطرح كرد. حال فرض مىكنيم در شرعيات مثالى براى آن نداشته باشيم و در مثال «إن جاءك زيد فأكرمه» نيز مجىء زيد را شرط مقارن براى فعليت وجوب اكرام- بهمعناى اسم مصدرى- بدانيم و بگوييم: تا وقتى مجىء زيد تحقّق پيدا نكرده، وجوب اكرام- بهمعناى اسم مصدرى- تحقّق و فعليت ندارد و بهمجرّداينكه مجىء زيد تحقّق پيدا كرد، همان لحظه، وجوب اكرام هم تحقّق پيدا مىكند. همانطور كه مسأله تحقّق وقت غروب شمس در خارج با وجوب صلاة مغرب و عشاء مقارنت زمانى دارد. امّا اگر مولا بگويد: «إن جاءك زيدٌ فأكرمه بعد ساعتين»، يعنى دو ساعت بعد از مجىء زيد در خارج، وجوب اكرام مىآيد. در اينجا شرط تكليف، متقدّم بر تكليف مىشود و نمىتوان آن را به وادى وجود ذهنى برد، چون آن مجىء زيد كه دو ساعت بعد از آن مسأله وجوب اكرام مىآيد، عبارت از مجىء زيد در خارج است نه آن مجىء كه در ذهن مولاست».