اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٨ - كلام مرحوم آخوند در ارتباط با شرايط قسم اوّل
مبدأ اراده ندارد، بلكه تصديق به آن فايده نقش دارد و تصديق مربوط به نفس انسان است. تصوّر و تصديق، علم مىباشند و علم مربوط به نفس است. العلم إن كان إذعاناً للنسبة فتصديق و إلّا فتصوّر. ساير مبادى اراده- مثل عزم و جزم- و حتى خود اراده نيز مربوط به نفس انسان است و واقعيت خارجى آن بعد از تحقّق اراده مىباشد. [١] مرحوم آخوند مىفرمايد: مسأله شرطيت تكليف هم مانند مسأله افعال اختياريه است. چون تكليف، عمل اختيارى مولاست. بنابراين تمام خصوصياتى كه در اعمال اختياريه مطرح است، در تكليف نيز مطرح خواهد بود. عمل اختيارى نياز به اراده دارد، تكليف هم اراده مىخواهد. همانطور كه در ساير افعال اختياريه مولا، واقعيت خارجى مربوط به خود فعل است و مقدّمات ديگرش- مثل اراده و مبادى اراده- مربوط به نفس مولاست، در تكليف هم همينطور است. مولا وقتى به عبد خود مىگويد: «يجب عليك أن تسافر غداً»، واقعيت خارجى اين حكم مربوط به نفس مولا است. مولا، صدور مسافرت فردا توسط عبد را تصوّر كرده و فايده آن را مورد تصديق قرار داده است و چيزى را كه شرطيت براى تكليف دارد، ملاحظه كرده است. نكته اصلى كه در كلام امام خمينى رحمه الله نيز مطرح شده اين است كه مولا مىداند كه مكلّف بايد در ظرف امتثال،
[١]- يادآورى: مرحوم آخوند در ارتباط با واقعيت اراده مطالبى را مطرح كرده كه بهنظر ما داراى مناقشه است و ما در مباحث مربوط به طلب و اراده [جلد سوّم همين كتاب] آنها را بهطور مبسوط مورد نقد و بررسى قرار داديم ولى آن مطالب دخالتى در ما نحن فيه ندارد و ضرورتى هم ندارد كه ما آن مطالب را در اينجا مطرح كنيم. و همانطور كه ما در آنجا گفتيم: اراده، چيزى است كه وجود پيدا مىكند و وجودش به خلّاقيت نفس انسانى است، يعنى خداوند متعال پرتويى از خلّاقيت را به نفس انسانى عنايت كرده كه آن عبارت از اراده است. همانطور كه وجود ذهنى يك واقعيت نفسانى است و علّت موجده مىخواهد و نفس انسانى آن را ايجاد كرده است. خداوند به ما اين قدرت را داده كه مىتوانيم در ذهن خودمان موجود ذهنى را ايجاد كنيم، لذا خالق اين وجود ما هستيم ولى با عنايت و فضل پروردگار. در اينجا هم خداوند به نفس ما عنايتى كرده كه پس از تحقّق مقدّمات اراده، مىتواند اراده را خلق كند.