اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٠ - مقام اوّل (مقام ثبوت)
عقلى مىباشند- ما مقدّميت را نمىپذيريم و شايد تعبير به مقدّمه در اين باب هم غلط باشد. جمله «الحيوان جزء للإنسان» صحيح است امّا تعبير «الحيوان مقدّمة للإنسان» نادرست است. در مركّبات حقيقيه خارجيه- مثل تركّب انسان خارجى از مادّه و صورت- نيز همينطور است. مادّه و صورت بهعنوان اجزاء انسان مطرحند ولى نمىتوان گفت:
«مادّة الشيء مقدّمة له» يا «صورة الشيء مقدّمة له». امّا دو نوع ديگر از مركّبات وجود دارند كه تعبير به مقدّميت در آنها مانعى ندارد: الف: مركّبات صناعيه، با معناى وسيعش. مثلًا مدرسه يك مركّب صناعى است كه از اجزاء و مصالح تشكيل شده كه آن اجزاء با كيفيت خاصّى به همديگر ارتباط داده شدهاند تا اثر خاص بر آنها مترتّب شود. در اينجا علاوه بر اينكه مصالح و اجزاء بهعنوان جزء براى ساختمان مدرسه هستند، تعبير به مقدّميت نيز صحيح است. ب: مركّبات اعتباريه: و آن مركّباتى است كه يك اعتباركنندهاى، مانند شارع مقدّس اسلام، آمده و اجزائى از مقولات متباين را جمعآورى كرده و- بهلحاظ احاطه علمى كه به حقايق اشياء دارد- با يك ديد وحدت به آنها نگاه كرده و حكمى برآن مترتّب كرده است. مثلًا صلاة، يك مركّب اعتبارى است كه از مقولات متباين تشكيل شده است ولى شارع آنها را با ديد وحدت نگاه كرده بهگونهاى كه ارتباط بين اينها به نحوى است كه اگر يك جزء، عمداً خلل پيدا كند، مثل اين است كه بقيه اجزاء هم واقع نشده است. شارع احاطه علمى دارد و مىداند كه اين مجموعه با اين كيفيت معراج المؤمن و قربان كلّ تقيّ است و آثار ديگر برآن مترتّب مىشود. در مركّبات اعتباريه هم مانعى ندارد كه ما علاوه بر جزئيت مسأله مقدّميت را نيز مطرح كنيم.
اگرچه در تعبيرات متعارف، عنوان مقدّمات را از عنوان مقارنات جدا كردهاند، امّا دليلى نداريم كه بتواند مقدّميت ركوع براى صلاة را نفى كند. حال كه اقسام مركّبات و تفصيل بين آنها روشن شد مىگوييم: ما نحن فيه از اقسام مركّبات عقليه است، زيرا صاحب فصول رحمه الله كه متعلّق وجوب