اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٩ - مقام اوّل (مقام ثبوت)
موصله، همانطور كه قيد ايصال هم مقدّميت دارد براى مقدّمه موصله. پس «نصب نردبان» همانطور كه مقدّمه براى «بودن بر پشتبام»- كه واجب نفسى است- مىباشد، مقدّمه براى «نصب نردبان موصل»- كه واجب غيرى است- نيز مىباشد. و چون صاحب فصول رحمه الله مقدّمه موصله را واجب به وجوب غيرى مىداند، پس بايد براى دوّمين بار قيد ايصال را در ذات مقدّمه بياورد تا وجوب غيرى پيدا كند. و درحقيقت، آن «نصب نردبان» كه مقدّمه براى «نصب نردبان موصل» است وجوب غيرى ندارد، بلكه «نصب نردبان موصل به نصب نردبان موصل به بودن بر پشتبام» وجوب غيرى ثانوى پيدا مىكند. حال مىآييم سراغ اين «نصب نردبان» مىبينيم متعلّق اين وجوب غيرى دوّم هم شيئى مركّب از «نصب نردبان» و قيد «ايصال به نصب نردبان موصل به بودن بر پشتبام» است و چون اجزاء مركّب مقدّميت دارند، براى سوّمين بار نصب نردبان مقدّميت پيدا مىكند براى واجب به وجوب غيرى دوّم و چون در باب مقدّمه، متعلّق وجوب غيرى، عبارت از مقدّمه موصله مىباشد، پس براى وجوب غيرى سوّم هم يك مقدّمه موصله بايد پيدا شود و هنگامى كه پاى مقدّمه موصله به ميان آمد باز مسأله تركيب تحقق پيدا خواهد كرد و به دنبال آن مسأله مقدّميت اجزاء و وجوب آنها مطرح مىشود و چون وجوب مقدّمى به مقدّمه با قيد ايصال تعلّق گرفته نه به ذات مقدّمه، در وجوب غيرى چهارم هم عنوان ايصال مطرح مىشود و باز ذات مقدّمه جزئيت و مقدّميت پيدا كرده و مسأله تركيب و جزئيت و مقدّميت مطرح مىشود و همينطور ادامه پيدا مىكند و جايى نيست كه توقّف پيدا كند و چنين چيزى تسلسل است و استحاله تسلسل در جاى خودش ثابت است. پاسخ: ما قبول داريم كه اجزاء هر مركّبى اتّصاف به جزئيت دارند امّا اين معنا را بهصورت كلّى نمىپذيريم كه اگر مركّبى، مأمور به واقع شد، اجزاء آن مركّب حتماً بايد اتّصاف به مقدّميت براى آن مأمور به داشته باشند. ما در اين مسئله قائل به تفصيل هستيم: در مركبّات عقليه- مثل ماهيت كه مركّب از جنس و فصل است و هر دو جزء آن