اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٢١ - اشكال شيخ انصارى به صاحب معالم رحمه الله
ذى المقدّمه هست يا نه؟ كجا مرحوم شيخ انصارى مىخواهد تبعيت را نفى كند؟ كجا مىخواهد دايره وجوب غيرى را از دايره وجوب نفسى جدا كرده و بگويد: وجوب نفسى اطلاق دارد امّا در وجوب غيرى يك تضييق و اشتراطى وجود دارد؟ اگر شيخ انصارى رحمه الله بخواهد در مقابل مشهور بايستد بايد كلامش مانند كلام صاحب معالم رحمه الله باشد. درست است كه آنچه به صاحب معالم رحمه الله نسبت داده شده بود، به آن شدّت درست نبود ولى همان مرتبه ضعيفى هم كه كلام ايشان برآن دلالت مىكرد، در مقابل مشهور بود. مشهور مىگفتند: اگر ذى المقدّمه وجوب نفسى مطلق داشت، مقدّمه هم وجوب غيرى مطلق خواهد داشت، نه اشتراطى در كار است و نه حتّى بهصورت قضيه حينيه مطرح است. امّا ظاهر كلام صاحب معالم رحمه الله اين بود كه مسئله را بهصورت قضيه حينيه مطرح مىكند ولى همين قضيه حينيه در مقابل مشهور است. بههمينجهت ما عرض كرديم كه جواب مرحوم آخوند همانطور كه مسأله اشتراط را نفى مىكند، قضيه حينيه را هم نفى مىكند. پس كلام صاحب معالم رحمه الله درهرصورت در مقابل مشهور است. چه بهصورت قضيه شرطيه باشد و چه بهصورت قضيه حينيه. ولى يك صورت مقابلهاش قوى و صورت ديگر آن ضعيف است. امّا كلام شيخ انصارى رحمه الله در تقريرات، از اين بحث خارج است و تقريرات ايشان برآن نسبتى كه مرحوم آخوند به ايشان داده دلالت نمىكند. ثانياً: فرض مىكنيم نسبتى كه مرحوم آخوند به شيخ انصارى رحمه الله داده درست بوده و كلام مرحوم شيخ انصارى در مقابل كلام مشهور قرار گرفته باشد و مرحوم شيخ انصارى در ما نحن فيه مسأله قصد توصّل را مطرح كرده باشد نه در باب عباديت، در اين صورت سه احتمال در كلام ايشان جريان دارد كه دو احتمال آن شبيه دو احتمالى است كه در كلام صاحب معالم رحمه الله مطرح بود: احتمال اوّل: اين است كه مرحوم شيخ انصارى بخواهد عين همان قضيه شرطيهاى را كه به صاحب معالم رحمه الله نسبت داده شده، در اينجا مطرح كند، البته با يك خصوصيت اضافى. آنچه به صاحب معالم رحمه الله نسبت داده شده بود اين بود كه اگر مولا