اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٢٠ - اشكال شيخ انصارى به صاحب معالم رحمه الله
در نتيجه مرحوم شيخ انصارى هم- مانند صاحب معالم رحمه الله- در مقابل مشهور قرار گرفته است. [١] تقريرات مرحوم شيخ انصارى [٢] درمىيابيم كه نسبت مذكور درست نيست و مرحوم شيخ انصارى در صدد بيان مطلب ديگرى است كه ربطى به محلّ بحث ما ندارد. بحث ما در اين است كه آيا وجوب غيرى مقدّمى، در اطلاق و اشتراط تابع وجوب نفسى ذى المقدّمه است يا نه؟ در اين بحث فرقى نمىكند كه مقدّمه، مقدّمه عبادى باشد- مانند طهارات سهگانه براى نماز- و يا مقدّمه، غير عبادى باشد. درحالىكه مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد: اگر مقدّمهاى بخواهد اتّصاف به عباديت پيدا كند، [٣] بايد به داعى امتثال امر غيرى متعلّق به اين مقدّمه انجام شود، مثلًا اگر دين را براى امتثال امر خداوند پرداخت كند، اين اداء دين جنبه عبادى پيدا مىكند بهخلاف اينكه هدف او از پرداخت دين اين باشد كه مردم بگويند: «فلانى آدم خوب و خوشحسابى است». انجام دادن مقدّمه به داعى امتثال امر غيرى متعلّق به اين مقدّمه، معنايش اين است كه مكلّف قصد كرده است از طريق اين مقدّمه، به ذى المقدّمه برسد و اين همان چيزى است كه از آن به «قصد التوصّل بالمقدّمة إلى ذى المقدّمة» تعبير مىشود.
در نتيجه مرحوم شيخ انصارى قصد توصّل را در ارتباط با عباديت مقدّمه مطرح كرده نه در ارتباط با اينكه آيا وجوب غيرى مقدّمى، در اطلاق و اشتراط تابع وجوب نفسى
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٨١ و ١٨٢
[٢]- مطارح الأنظار، ص ٧٢
[٣]- خواه عباديت، در مقدميتش دخالت داشته باشد- مثل طهارات سهگانه نسبت به نماز- و يا دخالت نداشته باشد ولى مكلّف بخواهد آن را در خارج بهعنوان عبادت انجام دهد، مثل اداء دين و ساير واجبات توصّلى.