اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٣ - مناقشه شيخ انصارى رحمه الله نسبت به تمسك به أصالة الإطلاق
هيئت افعل، جمله خبريه نيست كه از ما في الضمير حكايت كند بلكه هيئت افعل در مقام انشاء است و ما با آن انشاء طلب مىكنيم. در اين صورت ما (مرحوم آخوند) به مرحوم شيخ انصارى مىگوييم: ما كارى به حروف نداريم، مىخواهيم ببينيم آيا شما با هيئت افعل چه چيزى را انشاء مىكنيد؟ آيا انشاء به مفهوم طلب تعلّق گرفته است يا به مصداق آن؟ ايشان مىفرمايد: انشاء نمىتواند به مصداق طلب- يعنى طلب حقيقى و اراده حقيقيه [١]- تعلّق بگيرد، زيرا اراده حقيقيه تابع مبادى و مقدّمات تكوينيه نفسانيه خودش مىباشد اگر آن مقدّمات تحقّق پيدا كرد، اراده هم به دنبال آنها تحقّق پيدا مىكند. انشاء هميشه به مفاهيم تعلّق مىگيرد. در عالم مفاهيم هم دايره انشاء داراى تضييق است. مثلًا مفهوم انسان و مفهوم حيوان قابل انشاء نيستند ولى مفاهيمى چون طلب، ملكيت، زوجيت، حريت، رقيت و امثال اينها قابليت انشاء دارند. و با انشاء، وجود انشائى تحقّق پيدا مىكند. وجود انشائى، قسمى از وجود و بهعنوان قسيم براى وجود خارجى و وجود ذهنى است. مرحوم آخوند مىفرمايد: برفرض كه ما در مورد حروف از مبناى خود عدول كرده و مبناى مشهور- يعنى وضع عام و موضوع له خاص- را بپذيريم ولى در اينجا خصوصيتى وجود دارد كه نمىتوان مبناى مشهور را پذيرفت، زيرا انشاءِ مصداقِ طلب- يعنى انشاء طلب حقيقى- امر غير معقولى است. پس چارهاى نيست جز اينكه در اينجا هم- مانند بحث حروف- قائل به وضع عام و موضوع له عام شده و بگوييم:
«هيئت افعل براى مفهوم طلب وضع شده است». [٢]
[١]- مراد از اراده حقيقيه، همان طلب حقيقى است. مرحوم آخوند در باب طلب و اراده فرمودند: طلب و اراده در تمام مراحل داراى يك معنا هستند فقط در مقام انصراف با هم فرق دارند. اراده، انصراف به اراده حقيقيه دارد امّا طلب، انصراف به طلب انشائى دارد. پس طلب انشائى غير از طلب حقيقى است.
[٢]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٧٣ و ١٧٤