اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٨ - تحقيق در ارتباط با واجب معلّق
براى او فرقى نمىكرد. آن امير المؤمنين عليه السلام بود كه به خداوند عرض مىكرد: «ما عبدتُكَ خوفاً من نارِك و لا طمعاً في جنّتِك بل وجدتُكَ أهلًا للعبادة فعبدتك»، [١] امّا محرّك امثال ما يا خوف از نار و يا طمع در بهشت است. و اگر خوف از نار و طمع در بهشت نبود، (أقيموا الصّلاة) هايى كه در قرآن مطرح شده است، هيچگونه انبعاثى به دنبال نداشت. بله اگر امرى نبود زمينهاى براى موافقت و مخالفت و طاعت و عصيان در كار نبود و نقش بعث همين است كه موضوع براى موافقت و مخالفت درست مىكند، امّا آنچه انسان را تحريك به اتيان مأمور به مىكند نفس بعث نيست بلكه ترس از جهنم و طمع بهشت است. در اوامر موالى عرفيه و اوامرى كه پدر نسبت به فرزندش صادر مىكند نيز همينطور است. اگر فرزندى اينگونه تصوّر كند كه اگر دستور پدر خود را مخالفت كرد، پدر هيچ عكسالعملى نشان نخواهد داد و اگر هم موافقت كرد، هيچ تشويق و پاداشى در ارتباط با آن ندارد، چنين فرزندى معمولًا دستورهاى پدر را انجام نمىدهد. پس بيان امام خمينى رحمه الله به اين برگشت مىكند كه در همان مواردى هم كه به دنبال بعث، انبعاثى تحقّق پيدا مىكند، اينگونه نيست كه بعثْ علت براى انبعاث باشد بلكه بعثْ فقط زمينهاى ايجاد كرده و آنچه عبد را براى انجام مأمور به تحريك كرده است همان خوف از عقوبت و طمع در پاداش است. جواب دوّم: [٢] در كلام مرحوم آخوند مطلبى وجود دارد كه مىتواند بهعنوان جواب از كلام محقّق اصفهانى رحمه الله واقع شود. بيان مطلب: با توجه به اينكه بين علت و معلول تقارن زمانى وجود دارد و تقدّم و
[١]- بحار الأنوار، ج ٧٠، ص ١٨٦.
[٢]- در اينجا به دو نكته بايد توجه داشت: ١- اين جواب با صرفنظر از جواب سابق است. ٢- درست است كه مرحوم اصفهانى شاگرد مرحوم آخوند بوده است ولى بيان مرحوم آخوند مىتواند بهعنوان جواب از كلام محقّق اصفهانى رحمه الله واقع شود.