اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٤ - چه فايده اى بر تقسيم واجب به معلّق و منجّز وجود دارد؟
حج گريبان مكلّف را گرفت، مكلّف نبايد منتظر آمدن وقت حج بشود بلكه بايد از همينالان، مقدّمات آن- مثل تهيه گذرنامه- را فراهم كند، زيرا اگر بخواهد منتظر وقت حج شود اوّلًا: نمىتواند حج را در خارج اتيان كند و ثانياً: وجوب حج، همينالان فعليت دارد، بنابراين مقدّمه آنهم وجوب فعلى پيدا مىكند لذا تحصيل گذرنامه براى او واجب مىشود. رحمه الله: مرحوم آخوند بر صاحب فصول اشكال كرده مىفرمايد: «آيا وجوب تحصيل مقدّمه، اثر چيست؟ آيا اثر فعلى بودن وجوب حج است يا اثر استقبالى بودن واجب؟
چون بهنظر شما (صاحب فصول رحمه الله) واجب معلّق و واجب منجّز، وجوبشان فعلى است و فرق ميان آن دو اين است كه در واجب منجّز، خود واجب هم فعلى است امّا در واجب معلّق، استقبالى است». شما (صاحب فصول رحمه الله) خواهيد گفت: «وجوب تحصيل گذرنامه، اثرِ فعلى بودن وجوب حج است» و نمىگوييد: «علّت آن، استقبالى بودن واجب است»، چون استقبالى بودن واجب، اثرى در وجوب تحصيل مقدّمه ندارد. در نتيجه وجوب تحصيل گذرنامه در ارتباط با جهت مشترك ميان واجب معلّق و واجب منجّز است نه در ارتباط با وجه امتياز واجب معلّق كه عبارت از استقبالى بودن واجب است. پس چه فايدهاى بر اين تقسيم مترتّب است؟ [١] بهنظر ما اين بيان مرحوم آخوند براساس مبناى خودشان خوب است. رحمه الله: مرحوم شيخ انصارى براساس مبناى خودشان در مورد واجب مشروط- كه قيد را مربوط به مادّه مىدانست، برخلاف مشهور كه قيد را مربوط به هيئت مىدانستند- تقسيم
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٦١