اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٧ - آيا حقيقت تكليف چيست؟
تذكّر: اين قبيل از مقدّمات را اصطلاحاً مقدّمات مفوّته مىنامند يعنى مقدّماتى كه اگر در ظرف خودش تحقّق پيدا نكند، مستلزم تفويت مأمور به و عدم امكان تحقّق مأمور به است. حلّ اشكال: براى حلّ اين اشكال راهى در پيش گرفته شده كه بايد در آن دقّت شود، چون اين مسئله در بحث واجب معلّق هم مطرح مىشود و درحقيقت، التزام به واجب معلّق را از ضرورى بودن خارج مىكند. اين راه حل متوقّف بر بيان مطلبى است كه در اوايل بحث مقدّمه واجب مطرح كرديم و اينجا ناچاريم اشارهاى به آن داشته باشيم. در آنجا گفتيم: تعبيراتى كه مرحوم آخوند و بعضى ديگر از اصوليين در ارتباط با مقدّمه واجب مطرح كردهاند، با واقعيت مسئله تطبيق نمىكند. مثلًا مرحوم آخوند مىفرمايد: «اراده متعلّق به مقدّمه، ترشح پيدا مىكند از اراده متعلّق به ذى المقدّمه» و اين تعبير «يترشح» خيلى در كلام ايشان به كار برده شده است. گاهى هم به «يسري» تعبير كرده و مىگويد: «يسري الوجوب من ذي المقدّمة إلى المقدّمة». حال با توجه به اينكه اراده داراى مبادى است- مثل تصوّر شىء مراد، تصديق به فايده آن و عزم و جزم و ...- آيا مراد ايشان از «ترشح اراده متعلّق به مقدّمه از اراده متعلّق به ذى المقدّمه» چيست؟ آيا مقصود ايشان اين است كه اراده متعلّق به ذى المقدّمه نياز به مبادى دارد امّا اراده متعلّق به مقدّمه نياز به مبادى ندارد بلكه اراده متعلّق به ذى المقدّمه- مانند يك علت تامّه- اراده متعلّق به مقدّمه را ايجاد مىكند؟ عبارت ايشان يك چنين معنايى را دلالت مىكند ولى واقعيت مسئله اينطور نيست و معناى ترشح نمىتواند يك چنين چيزى باشد. ما وقتى به وجدان خود مراجعه مىكنيم مىبينيم مثلًا اگر انسان بخواهد «بودن بر پشتبام» را كه متوقّف بر «نصب نردبان» است انجام دهد، ابتدا «بودن بر پشتبام» را تصوّر كرده، سپس تصديق به فايده آن نموده و ساير مبادى اراده متعلّق به آن نيز تحقّق پيدا مىكند سپس آن را اراده مىكند وقتى مىخواهد «بودن بر پشتبام» را ايجاد كند مىبيند عادتاً طيران براى