اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٥ - آيا واجب مشروط همان واجب معلّق است؟
دلالت بر حكم (/ بعث و تحريك) مىكند اين است كه نفس اين حكم و بعث و تحريك، معلّق بر شرط شده است و تا زمانى كه شرط تحقّق پيدا نكند حكم و بعث و تحريك مولا هم نمىتواند تحقّق داشته باشد. پس ادّعاى شيخ انصارى رحمه الله قابل قبول نيست و در اين نزاع حق با مشهور است كه در واجب مشروط بايد شرط را بهعنوان قيد هيئت بدانيم نه قيد مادّه.
ظهور ثمره نزاع بين شيخ انصارى رحمه الله و مشهور
يكى از مباحثى كه بهزودى در ارتباط با واجب مطرح خواهيم كرد، بحث واجب معلّق است ولى قبل از رسيدن به آن بحث لازم است اين مطلب را بررسى كنيم كه:
آيا واجب مشروط همان واجب معلّق است؟
بنا بر مبناى شيخ انصارى رحمه الله واجب مشروط همان واجب معلّق است و آن عبارت از واجبى است كه تكليف و وجوب در آن فعليت دارد امّا واجب، يك امر استقبالى است، مثل همان چيزى كه مشهور در ارتباط با حج نسبت به وقت مطرح مىكنند. مشهور مىگويند: «كسى كه مستطيع شد، همان موقعْ- هرچند مثلًا در ماه رجب باشد- حج برايش وجوب پيدا مىكند، لذا بايد در مقام تهيه مقدّمات آن برآيد»، درحالىكه حج عبارت از مناسكى است كه فقط در زمان خودش تحقّق پيدا مىكند. البته مسأله وقت و زمان در ارتباط با صلاة هم نقش دارد ولى كيفيت نقش آن با حج فرق دارد. زمان در ارتباط با صلاة در اصل تكليف نقش دارد، امّا در باب حج نسبت به مكلّف به نقش دارد. مسأله واجب معلّق را مشهور در همه جا ذكر نمىكنند، امّا مرحوم شيخ انصارى همه واجبات مشروط را واجب معلّق [١] مىداند و نتيجهاش اين مىشود كه تكليف، قبل از حصول شرط تحقّق يافته است، چون بهنظر ايشان قيدْ مربوط به مادّه است.
[١]- واجب معلّقِ بنا بر قول مشهور.