اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٧ - كلام محقّق عراقى رحمه الله
قيد مأمور به قرار گيرد. چيزى كه قيد مأمور به باشد، تحصيل آنهم لازم است، هرچند به لابدّيت عقليه. اشكال دوّم: گاهى مأمور به فى نفسه داراى يك مصلحت ملزمه كامله لازمة الاستيفاء است و هيچ قيد و شرطى هم ندارد ولى مولا وقتى مىخواهد امر را متوجه اين مأمور به بنمايد، در ناحيه امر به مانعى برخورد مىكند كه اين مانع اضافه به امر و تكليف دارد و هيچ ارتباطى با مكلّف به ندارد، لذا وجوب را معلّق بر شرط مىكند درحالىكه اين شرط هيچ نقشى در اصل وجود مصلحت براى مأمور به ندارد. مثلًا اگر فرزند مولا در حال غرق شدن باشد و مولا قادر به نجات دادن او نيست و نمىداند كه آيا عبد قادر بر نجات او هست يا نه؟ در اينجا مولا ناچار مىشود بهصورت يك قضيه تعليقيه به عبد بگويد: «اگر قدرت بر نجات فرزند من دارى، او را نجات بده». روشن است كه در اينجا نجات فرزند مولا، داراى مصلحت كاملهاى است كه مولا استيفاى آن را لازم مىداند و قدرت عبد هيچگونه دخالتى در ايجاد اين مصلحت ندارد. ولى مولا ملاحظه مىكند كه شايد عبد قادر بر نجات فرزند او نباشد لذا خطاب را بهصورت تعليقى مطرح مىكند. اين قدرت، شرط وجوب انقاذ فرزند مولا توسط عبد است و بنا بر ضابطه مرحوم عراقى، شرط وجوبْ چيزى است كه بهوجود آورنده مصلحت باشد، درحالىكه قدرت عبد در اينجا بهوجود آورنده مصلحت نيست، زيرا اگر عبد هم قادر نباشد، نجات فرزند مولا مشتمل بر مصلحت است. [١] دفاع از مرحوم عراقى: هرچند اين فرمايش امام خمينى رحمه الله فرمايش متين و جالبى است ولى درعينحال مىتوان آن را مورد مناقشه قرار داده و گفت: در اينجا دو مسئله وجود دارد: يكى نجات فرزند مولا از غرق شدن با قطعنظر از هر اضافه است و ديگرى نجات فرزند مولا از غرق شدن توسط عبد است. ممكن است گفته شود: نجات فرزند
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٣٥٠؛ معتمد الاصول، ج ١، ص ٤١ و ٤٢ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٢٢٢