اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٣ - تعريف واجب مطلق و واجب مشروط
واجب مطلق خواهد بود. پس صلاة، در آنِ واحد، هم اتّصاف به واجب مطلق دارد و هم اتّصاف به واجب مشروط و مانعى از اجتماع اطلاق و اشتراط در زمان واحد نيست و اين از خصوصيات متضايفين است. امّا در باب تضادّ اگر بخواهيد اضافه را مطرح كنيد، اضافه نمىتواند امتناع اجتماع را از ميان بردارد. اضافه نمىتواند جسم را در آنِ واحد، هم معروض سواد قرار دهد و هم معروض بياض، اگرچه علل آنها هم مختلف باشد، مثل اينكه دو نفر با هم نزاع داشته باشند و يكى بخواهد جسم را معروض سواد و ديگرى بخواهد همين جسم را معروض بياض قرار دهد. بالاخره يا يكى از اين دو غلبه مىكند و تنها يكى تحقّق پيدا مىكند و يا هيچكدام غلبه نمىكند و هيچكدام تحقّق پيدا نمىكنند. امّا فرض اين كه هر دو موفق شوند و جسم در آنِ واحد هم معروض سواد و هم معروض بياض شود ممتنع است. امّا در متضايفان مانعى ندارد.
صلاة، در آنِ واحد، هم اتّصاف به اشتراط و هم اتّصاف به اطلاق دارد، همانطور كه يك انسان ممكن است در آنِ واحد هم متّصف به ابوّت باشد و هم متّصف به بنوّت.
نسبت به فرزندش، عنوان اب را دارد و نسبت به پدرش عنوان ابن را. در نتيجه تقابل بين اطلاق و اشتراط، تقابل تضايف است.
تعريف واجب مطلق و واجب مشروط
مرحوم آخوند مىفرمايد: براى واجب مطلق و واجب مشروط، تعريفات متعدّدى شده است كه اين تعريفات، نه تعريف به حدّ است و نه تعريف به رسم و عنوان جامعيت و مانعيت در آنها مطرح نيست، لذا اشكالاتى كه در ارتباط با جامعيت و مانعيت اين تعاريف مطرح شده، غير قابل قبول است. بلكه هدف از اين تعاريف، تعاريف شرحالاسمى (/ تعريف لفظى) [١] است و مقصود اين است كه اين تعاريف، در مقام
[١]- مرحوم آخوند گاهى از اين تعاريف به شرح الاسم و گاهى به تعريف لفظى تعبير مىكنند.