اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٤ - ٢- نظريه حضرت امام خمينى رحمه الله
مركّبات حقيقيه عبارت از مركّباتى است كه حقيقتاً و واقعاً بين اجزاء آنها تركيب تحقّق دارد. مركّبات حقيقيه بر دو قسمند: ١- مركّباتى كه اجزائشان اجزاء تحليلى عقلى است، يعنى ما وقتى آن را ملاحظه مىكنيم مىبينيم اجزائى تحقّق ندارد ولى وقتى تحليلى عقلى مىكنيم و بررسى دقيق انجام مىدهيم مىبينيم اجزاء تحقّق دارد، مثل تركّب ماهيت از جنس و فصل. تركّب ماهيت از جنس و فصل به اين معنا نيست كه هريك از جنس و فصل داراى استقلال هستند و با هم تركيب شدهاند و از تركيب آنها ماهيت تحقّق پيدا كرده است. بلكه وقتى عقل مىآيد و دو نوع از يك جنس- مثل بقر و غنم كه دو نوع از حيوانند- را كنار هم گذاشته و آن دو را با يكديگر مقايسه مىكند، مىبيند اين دو نوع با وجود اينكه تباين دارند و امكان ندارد بر يك موجود تصادق كنند ولى درعينحال داراى جهت مشتركِ حيوانيت مطلقه مىباشند و در هركدام، يك جهت مميّزه هم تحقّق دارد.
وقتى عقل اين مسئله را بررسى مىكند، مىبيند در اينجا نوعى تركّب در كار است و نمىشود جهت مشتركه با جهت مميّزه، يك چيز باشند بلكه حتماً دو چيزند، كه از جهت مشتركه به جنس و از جهت مميّزه به فصل تعبير مىكنند. و اين درحقيقت، بالاترين مسأله تركّب حقيقى و واقعى است. ٢- مركّباتى كه اجزاء آنها اجزاء خارجى- مثل مادّه و صورت- است. اگر همين تركّب را در ارتباط با وجود انسان- نه ماهيت آن- ملاحظه مىكنيم، وجود انسان مركّب از دو جزء است: مادّه و صورت. امّا جزئيت اين دو، چون مربوط به خارج و مقام وجود است، از آنها به اجزاء تحليليه عقليه تعبير نمىكنيم بلكه اسم آنها را اجزاء خارجيه مىگذاريم. مرحوم آخوند در ارتباط با فرق بين اجزاء تحليليه عقليه و اجزاء خارجيه مىفرمايد:
اجزاء تحليليه عقليّه داراى عنوان «لا بشرط» و اجزاء خارجيه داراى عنوان «بشرط لا» مىباشند، يعنى اجزاء تحليليه عقليه، لا بشرط از حمل مىباشند و اگر بخواهيم در مقام