اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٦ - جهت اوّل آيا تقسيم مقدّمه به داخليه و خارجيه صحيح است؟
جهت اوّل: آيا تقسيم مقدّمه به داخليه و خارجيه صحيح است؟
گفته شده است: ما در خارج ملاحظه مىكنيم كه مقدّمه بر دو قسم است: داخليه و خارجيه. مقدّمات داخليه عبارت از آن مقدّماتى است كه در تشكيل ماهيت و حقيقت مأمور به نقش دارد. مقدّمات داخليه حتماً تعدّد دارند و ما نمىتوانيم جايى را پيدا كنيم كه چيزى فقط يك مقدّمه داخليه داشته باشد. مقدّمه داخليه، يعنى جزء مأمور به، يعنى چيزى كه در قوام مأمور به و اصل تحقّق ماهيت مأمور به نقش دارد. مقدّمه داخليه، تقريباً مانند جنس و فصل در باب ماهيت است، البته نه به آن سبك. همانطور كه ماهيت بدون جنس و فصل تحقّق ندارد در اينجا هم مأمور به، بدون اجزائش نمىتواند تحقّق داشته باشد. همه مركّبات شرعيه مركّبات اعتبارى مىباشند و معناى مركّب اعتبارى اين است كه شارع بين عدّهاى از امور، يك وحدت اعتبارى و تركيب اعتبارى ملاحظه كرده است. [١] ولى در عين اينكه وحدت اعتبارى دارند، هريك از اينها در آنچه شارع ملاحظه كرده جزئيت دارند بهطورى كه اگر يكى از آنها تحقّق نداشته باشد، آن ماهيت اعتبارى تحقّق پيدا نمىكند و از اين جهت ما نحن فيه شباهت پيدا مىكند به مسأله جنس و فصل كه بدون اينها هم ماهيت در عالم ماهيتش امكان تحقّق ندارد. پس مقدّمات داخليه عبارت از اجزاء مأمور به مىباشند و با توجه به اينكه تركّبْ مستلزم تعدّد است لذا مقدّمات داخليه بايد تعدّد داشته باشند يعنى حدّ اقل دو جزء باشند. امّا مقدّمات خارجيه عبارت از آن چيزهايى است كه در ماهيت مأمور به- و به
[١]- اگرچه اين امور از مقولات مختلفى هستند كه چهبسا ازنظر منطقى بين آنها تباين وجود داشته باشد و لازمه اختلاف هم اين است كه قابل اتحاد منطقى نباشند، ولى شارع با احاطه علمى كه به تمام واقعيات دارد، ملاحظه كرده است كه اجتماع و تركيب و تحقّق اينها در خارج، داراى نقش خاصى است و مثلًا معراجيت دارد يا «قربان كلّ تقيّ» و يا «خير موضوع» مىباشد، لذا با يك ديد وحدت آنها را ملاحظه كرده است.