اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠١ - آيا مسأله ملازمه در مقدّمه واجب، مسأله اى عقلى است يا لفظى؟
ولى چهبسا گفته مىشود: تقسيمى كه علماى منطق براى دلالت لفظى مطرح كردهاند قابل مناقشه است. بيان مطلب: در اينكه دلالت مطابقه يك دلالت لفظى است بحثى نيست. دلالت تضمّن هم بهعنوان دلالت لفظى مطرح است و نمىتوان در مورد آن مناقشه كرد. امّا لفظى بودن دلالت التزام قابل مناقشه است. دلالت التزام عبارت از اين است كه لفظ، به مقتضاى معناى موضوع له خود بر ملزومى دلالت كند و ما از راه اين ملزوم انتقال به لازم پيدا كنيم. در اينجا بحث شده كه آيا انتقال به لازم، مربوط به دلالت لفظ است يا كارى به دلالت لفظ ندارد بلكه لفظ، فقط بر ملزوم دلالت كرده است؟ بعضى گفتهاند: انتقال به لازم هم ارتباط به مقام لفظ و دلالت لفظ دارد و نمىتوان دلالت التزامى را از اقسام دلالت لفظى خارج كرد، بنابراين مسأله ملازمه در باب مقدّمه واجب، مسألهاى لفظى است و مؤيّد آن اين است كه در تمام كتب اصولى بحث مقدّمه واجب را در مباحث الفاظ مطرح كردهاند. امّا كسانى كه دلالت التزام را بهعنوان دلالت لفظى بهحساب نمىآورند مىگويند:
لفظ، فقط بر ملزوم دلالت مىكند ولى عقل مىآيد و بهعنوان لازم و ملزوم بودن و مسأله ملازمه، به لازمْ منتقل مىشود. اگر كسى اين مبنا را اختيار كرد- كه مقتضاى تحقيق هم همين است- طبعاً مسأله ملازمه در باب مقدّمه واجب را بايد مسألهاى عقلى بداند. در اينجا فرق بين كلام ما و كلام حضرت امام خمينى رحمه الله در تحرير محلّ نزاع روشن مىشود و در نتيجه ثمرهاى كه بر اين فرق مترتّب است معلوم مىگردد. بيان مطلب: امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: برفرض كه ما دلالت التزام را جزء دلالات لفظيه هم بدانيم [١] ولى ما نحن فيه داراى خصوصيتى است كه نمىتواند مسأله لفظى باشد، زيرا
[١]- تذكر: امام خمينى رحمه الله دلالت التزام را جزء دلالات لفظى نمىدانند. مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٣٢٧ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٢٠٠