اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - آيا مسأله ملازمه در مقدّمه واجب، مسأله اى عقلى است يا لفظى؟
سپس مىفرمايد: وجوب تبعى، فقط در واجبات غيريه تصوّر مىشود و ما حتى يك واجب نفسى هم نداريم كه وجوبش تبعى باشد. در نتيجه هر واجب نفسى، اصلى هم مىباشد ولى واجب غيرى بر دو قسم است:
اصلى و تبعى». [١] حال كه چنين است ما مىگوييم: مولا وقتى مىگويد: «ادخل السوق و اشتر اللّحم»، در اينجا «دخول سوق» با توجه به اينكه مقدّمه براى اشتراء لحم است، واجب غيرى و بهلحاظ اينكه متعلّق اراده اصلى مولا قرار گفته واجب اصلى است. امّا در جايى كه فقط «اشتر اللّحم» را مىگويد، «دخول سوق» بهعنوان واجب تبعى مطرح است. يعنى در اينجا هم «دخول سوق» وجوب دارد ولى وجوب آن به تبعيت از وجوب اشتراء لحم است امّا غيرى بودن وجوب دخول سوق در هر دو صورت باقى است. پس در اينجا در عين اينكه ملازمه بين وجوبين تحقّق دارد و ما هم يقين داريم غير از «اشتر اللّحم» چيز ديگرى از مولا صادر نشده، وجوب تبعى در جاى خودش محفوظ است. در نتيجه بهنظر مىرسد كه ما ملازمه را بين وجوبين قرار دهيم، البته با آن اصلاحى كه امام خمينى رحمه الله در اين زمينه مطرح كردند، نه اينكه حكم را مربوط به اراده بدانيم.
آيا مسأله ملازمه در مقدّمه واجب، مسألهاى عقلى است يا لفظى؟
مرحوم آخوند معتقد است: مسأله ملازمه، يك مسأله عقلى محض است و هيچ ارتباطى به مباحث الفاظ و باب دلالات ندارد و اين مسئله همانند مسأله ملازمه بين حكم عقل و حكم شرع مىباشد. [٢]
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٩٤
[٢]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٣٩