اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٧ - مطلب اول تحرير محلّ نزاع
موجده براى اين موجود ذهنى- يعنى تصوّر- چيزى غير از نفس و خلّاقيت آن نيست.
خلّاقيت هم عنايتى است كه از جانب خداوند متعال نسبت به نفس انسان شده است كه مىتواند نسبت به بعضى از امور، جنبه خلّاقيت و آفريدگارى داشته باشد. از جمله اين امور عبارت از تصوّر- كه اوّلين مبدأ تحقّق اراده است [١]- مىباشد و اينطور نيست كه اراده، يك امر غير اختيارى و مسبوق به اراده ديگر باشد بلكه بعد از تحقّق مبادى اراده، نفس انسان اراده را ايجاد مىكند. وقتى نفس انسان اراده را ايجاد كرد، با توجه به اينكه مراد در اين قسم، نيازى به مقدّمه ندارد و مريد مىخواهد مباشرتاً جامه عمل به مراد بپوشاند، به مجرّد اينكه اراده به خلّاقيت نفس حاصل شد، مراد هم تحقّق پيدا مىكند. به مجرّد حصول اراده تكلّم، شروع مىكند به صحبت كردن. در نتيجه، اين قسم جاى بحث نيست. امّا در قسم دوّم كه انسان اراده مىكند عملى را مباشرتاً انجام دهد ولى تحقّق آن عمل در خارج توقف بر مقدّمه خارجيه دارد، مثل اينكه انسان اراده مىكند كه «بودن بر پشتبام» را مباشرتاً انجام دهد، وقتى همه مقدّمات اراده- كه در قسم اوّل گفته شد- تحقّق پيدا كرد، يعنى «بودن بر پشتبام» را تصوّر كرد، سپس تصديق به فايده آن نمود و ساير مبادى اراده تحقّق پيدا كرد، در اين صورت اراده خلق مىشود. متعلّق اين اراده عبارت از «بودن بر پشتبام» است. امّا اينجا اينگونه نيست كه به مجرّد تعلّق اراده به «بودن بر پشتبام» فوراً «بودن بر پشتبام» تحقّق پيدا كند، بلكه تحقّق اين مراد، توقف بر يك مقدّمه خارجيه دارد و آن عبارت از «نصب نردبان» است. ولى آيا اينجا در ارتباط با «نصب نردبان» چه واقعيتى تحقّق دارد؟ مرحوم آخوند مىفرمايد: در اينجا «يترشّح من الإرادة المتعلّقة بذي المقدّمة إرادة متعلّقة بالمقدّمة» [٢] يعنى از ارادهاى كه به ذى المقدّمه تعلّق پيدا كرده، ارادهاى كه
[١]- چون اراده شىء بدون تصوّر آن و التفات به آن امكان ندارد.
[٢]- كفاية الاصول، ج ١، ص ١٤١